تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كرد . حالا چرا در كنج اين خانه نشسته‌اى ؟ برخيز و براى بالا رفتن از قلعه و گرفتن اموال و سلاح و گرد آورى قشون و تصرف شهر خود را آماده كن . چون بعد از موصل ديگر در شهرها مانعى پيش راه نخواهى داشت . » ملك الب ارسلان هم برخاست و سوار شد و به سوى قلعه رفت . وقتى نزديك قلعه رسيد ، رئيس قلعه و قراولان خواستند كه با وى نبرد كنند ولى تاج الدين پيش رفت و به آنان گفت : « در را باز كنيد و او را تحويل بگيريد و با او هر كارى كه دلتان مىخواهد بكنيد . » آنها در را باز كردند . ملك الب ارسلان و قاضى وارد شدند . كسانى هم كه در قتل امير نصير الدين دست داشتند همراهشان بودند . همين كه داخل شدند ، همه را گرفتند و به زندان انداختند . قاضى تاج الدين پس از اتمام كار آنان از قلعه فرود آمد . خبر اين قضايا هنگامى به گوش اتابك عماد الدين رسيد كه سر گرم محاصره قلعه بيره بود و چيزى نمانده بود كه آن را تصرف كند . به شنيدن اين خبر ترسيد كه مبادا پس از قتل امير نصير الدين جقر در ميان شهرهاى شرقى اختلاف بيفتد . بدين جهة از محاصره بيره دست كشيد و زين الدين على بن بكتكين را والى مناطقى ساخت كه قبلا امير نصير الدين والى آنها بود . و او را به قلعه موصل اعزام داشت .

پاره‌اى ديگر از رويدادها

در اين سال سلطان مسعود وزير خود ، بروجردى ، را دستگير كرد و پس از او وزارت خود را به مرزبان بن عبيد اللّه بن نصر اصفهانى داد .