كرد . حالا چرا در كنج اين خانه نشستهاى ؟ برخيز و براى بالا رفتن از قلعه و گرفتن اموال و سلاح و گرد آورى قشون و تصرف شهر خود را آماده كن . چون بعد از موصل ديگر در شهرها مانعى پيش راه نخواهى داشت . »
ملك الب ارسلان هم برخاست و سوار شد و به سوى قلعه رفت .
وقتى نزديك قلعه رسيد ، رئيس قلعه و قراولان خواستند كه با وى نبرد كنند ولى تاج الدين پيش رفت و به آنان گفت : « در را باز كنيد و او را تحويل بگيريد و با او هر كارى كه دلتان مىخواهد بكنيد . »
آنها در را باز كردند . ملك الب ارسلان و قاضى وارد شدند .
كسانى هم كه در قتل امير نصير الدين دست داشتند همراهشان بودند .
همين كه داخل شدند ، همه را گرفتند و به زندان انداختند .
قاضى تاج الدين پس از اتمام كار آنان از قلعه فرود آمد .
خبر اين قضايا هنگامى به گوش اتابك عماد الدين رسيد كه سر گرم محاصره قلعه بيره بود و چيزى نمانده بود كه آن را تصرف كند .
به شنيدن اين خبر ترسيد كه مبادا پس از قتل امير نصير الدين جقر در ميان شهرهاى شرقى اختلاف بيفتد .
بدين جهة از محاصره بيره دست كشيد و زين الدين على بن بكتكين را والى مناطقى ساخت كه قبلا امير نصير الدين والى آنها بود .
و او را به قلعه موصل اعزام داشت .
پارهاى ديگر از رويدادها
در اين سال سلطان مسعود وزير خود ، بروجردى ، را دستگير كرد و پس از او وزارت خود را به مرزبان بن عبيد اللّه بن نصر اصفهانى داد .