پيام داد كه قشونهائى براى كمك گسيل دارند .
امير خطلبرس از شهر واسط برخاست و نسبت به امير ارغش فرمانرواى بصره طغيان كرد و واسط را گرفت .
امير مهلهل نيز به شهر حله رفت و آن جا را به تصرف خويش در آورد .
خليفه عباسى و وزير او عون الدين هبيره به امر محاصره شهر اهتمام ورزيدند .
كشتىها را جمع كردند و جسر را قطع نمودند و همه كشتىها را زير عمارت التاج كه اقامتگاه خليفه بود قرار دادند .
آنگاه در نيمه محرم سال 552 هجرى جار زدند كه هيچكس در جانب غربى بغداد نماند .
مردم و اهالى حومه بغداد رميده و وحشت زده شدند و اموال خود را به حريم دار الخلافه منتقل ساختند .
خليفه قصر عيسى و مربعه و قريه [ ( 1 ) ] و مستجده و نجمى را خراب كرد و يارانش هر چه در اين اماكن يافتند به غارت بردند .
كسان محمد شاه نيز نهر قلابين و توثه و شارع ابن رزق اللّه و باب الميدان و قطفتا را ويران كردند .
اما اهالى محله كرخ و مردم باب البصره خود را به قشون
هامش
[ ( 1 ) ] - قريه ( به ضم قاف و فتح راء و فتح ياء مشدد ) : نام دو محله است در بغداد .
يكى از آن دو ، در حريم دار الخلافه است . و آن داراى محلهها و بازار بزرگى است و خود مانند شهرى است در جانب غربى بغداد ، مقابل پاياب ( مشرعه ) بازار مدرسه نظاميه - از معجم البلدان .
( لغتنامهء دهخدا )