تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
فرمانرواى موصل ، براى زين الدين پيام فرستاده و او را به خاطر جنگ و دشمنى با خليفه مسلمين سرزنش كرده بود . بدين جهة امير زين الدين درين جنگ سستى و كوتاهى مىكرد . جنگ در بيشتر روزها همچنان ادامه داشت . سلطان محمد چهار صد نردبان به كار انداخت تا مردان جنگى به وسيله آنها از ديوار شهر بالا بروند . همين كه لشكريان او شروع به پيشروى و مبارزه كردند مردم بغداد دروازه‌هاى شهر را گشودند و گفتند : « شما چه حاجتى به اين نردبان‌ها داريد ؟ دروازه‌هاى شهر باز است . داخل شويد . » ولى مهاجمان قدرت نزديك شدن به دروازه‌ها را نداشتند . درين گير و دار به سلطان محمد خبر رسيد كه برادرش ، ملكشاه ، و ايلدگز ، فرمانرواى شهرهاى اران ، و با او ملك ارسلان بن ملك طغرل بن محمد ، كه پسر زن ايلدگز بود ، داخل همدان شده و بر آن شهر دست يافته و خانواده اميران سلطان محمد را اسير گرفته و اموالشان را ضبط كرده‌اند . محمد شاه وقتى اين خبر را شنيد در جنگ كوشش بيشترى به كار برد تا شايد به مقصود خود نائل گردد . ولى كارى از پيش نبرد . لذا در بيست و چهارم ربيع الاول سال 552 از آن جا به سوى همدان رهسپار شد . امير زين الدين نيز به موصل بازگشت . اين جمع متفرق شدند و قرار اين بود كه وقتى محمد شاه از اصلاح شهرهاى خود فراغت يافت دوباره برگردند و اجتماع كنند . ولى ديگر بازنگشتند . با وجود زد و خوردهاى بسيارى كه كردند ، جز عده‌اى قليل
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 316 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت