موضوع شود و شما از چشمش بيفتيد . »
ديدند راست مىگويد . بدين جهة پيش عبد المؤمن رفتند و گفتند :
« دلمان مىخواهد كه تو پسران بزرگ خود را به حكومت شهرها منصوب كنى . »
گفت : « من اين كار را نمىكنم . »
آنان پى در پى اصرار ورزيدند تا بالاخره عبد المؤمن ، به - خواهش خود آنان ، اين كار را كرد .
محاصرهء بغداد به وسيلهء سلطان محمد
در اين سال ، در ماه ذى الحجه ، سلطان محمد ، شهر بغداد را محاصره كرد .
علتش اين بود كه او رسولى را به خدمت خليفه عباسى فرستاده و ازو خواسته بود كه در بغداد و عراق خطبه سلطنت به نام وى خوانده شود .
خليفه از قبول اين درخواست خوددارى كرده بود .
سلطان محمد نيز با لشكريان انبوه خود از همدان به جانب عراق حركت كرد .
اتابك قطب الدين ، فرمانرواى موصل و نايبش زين الدين على نيز به او وعده دادند كه براى كمك به وى در محاصره بغداد سپاهى گسيل دارند .
سلطان محمد در ذى الحجه سال 551 هجرى وارد عراق شد و مردم بغداد به هول و هراس افتادند .
خليفه عباسى رسولانى را به اطراف فرستاد و به حكام شهرها