تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
و غيره بودند به نزد خود فرا خواند و پاداش داد و نوازش كرد . وقتى دلشان را بدست آورد و آنان را با خود موافق ساخت كسى را مامور كرد كه پيش ايشان برود و وادارشان كند كه به عبد المؤمن بگويند : « ما مىخواهيم يكى از پسران خود را وليعهد سازى كه بعد از تو مردم به او رجوع كنند . » اعراب نيز چنين كردند . عبد المؤمن به احترام عمر هنتانى كه ميان موحدان مقام والائى داشت ، به پيشنهادشان پاسخ مثبت نداد و گفت : در امر ولايت عهد اتخاذ تصميم با ابو حفص عمر هنتانى است . وقتى عمر اين قضيه را شنيد بر جان خود بيمناك شد و به خدمت عبد المؤمن حضور يافت و خود را از وليعهدى و جانشينى مستعفى ساخت . آنگاه براى وليعهدى محمد بيعت گرفتند و اين موضوع را به همه شهرها نوشتند و به نامش خطبه خواندند . در آن روز عبد المؤمن از خزانه خود بذل و بخشش بسيار كرد .

گماشتن عبد المؤمن فرزندان خود را به حكومت شهرها

در اين سال عبد المؤمن فرزندان خود را به حكومت شهرها گماشت . پسر خود ابو محمد عبد اللّه را به حكومت شهر بجايه و توابع آن منصوب ساخت . پسر ديگر خود ابو الحسن على را به شهر فاس و توابع آن فرستاد .