داشت .
از غزان و خراسانيان ، هر كسى بر ناحيهاى از خراسان دست يافته بود و تمام در آمد آن ناحيه را متصرف مىشد . هيچ سرورى هم نداشتند كه آنان را گرد آورد و متحد سازد .
سلطان سنجر از ترمذ به جيحون رفت و مىخواست از آب بگذرد و رهسپار خراسان گردد .
تصادفا سر دسته تركان قارغلى ، كه على بك نام داشت ، درگذشت او بسيار شرير و فاسد و آشوبگر بود .
پس از مرگ او تركان قارغلى ، همچنين ساير طوائف و دسته ها از شهرهاى دور و نزديك به سلطان سنجر روى آوردند . و سنجر در ماه رمضان به دار الملك خود كه مرو بود بازگشت .
مدت اسارت او در چنگ غزان از ششم جمادى الاول سال 548 تا رمضان سال 551 هجرى بود .
بيعت گرفتن عبد المؤمن براى ولايت عهد فرزند خود محمد
در اين سال عبد المؤمن فرزند خود ، محمد ، را وليعهد خويش ساخت و فرمان داد كه براى ولايت عهد او از مردم بيعت بگيرند .
شرط و پيمان عبد المؤمن و عمر عنتانى اين بود كه پس از عبد المؤمن ، عمر هنتانى جانشين وى گردد .
ولى عبد المؤمن وقتى در فرمانروائى قدرت و نفوذ كافى بدست آورد و فرزندانش بسيار شدند علاقه پيدا كرد كه فرمانروائى را به پسران خود منتقل سازد .
بدين جهة اميران عرب را كه اهل قبيلههاى هلال و رعبه و عبدى