او در ماه رجب سال 490 هجرى تولد يافته بود .
پس از درگذشت اتسز پسرش ارسلان بر مسند فرمانروائى نشست .
او عدهاى از عموهاى خود را به قتل رساند و چشم يكى از برادران خود را نيز از كاسه در آورد كه پس از سه روز فوت كرد . و گفتند خود را كشت .
ارسلان پس از استقرار بر مسند فرمانروائى ، رسولى را به خدمت سلطان سنجر - كه تازه به نحوى كه ذكر خواهيم كرد ، از اسارت غزان گريخته بود - فرستاد و نسبت به او اظهار اطاعت و فرمانبردارى كرد .
سنجر نيز حكم فرمانروائى خوارزم را به نام وى نوشت و در ماه رمضان خلعتهائى برايش فرستاد .
از آن پس ارسلان در فرمانروائى خود ، آسوده و ايمن باقى - ماند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل مرگ مىگفت :ماما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ . هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْكه آيههاى 28 و 29 سورهء الحاقه است و دنباله آيات پيشين آن ، يعنى آيههاى 25 و 26 و 27 است كه چنين مىباشد :ماوَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ ، وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ . يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ .( و اما آن كس كه كتاب عملش را به دست چپ دهند ، گويد : اى كاش نامه مرا به من نمىدادند . و من هرگز از حساب اعمالم آگاه نمىشدم . يا ايكاش مرا از چنگ اين غصه و عذاب نجات مىدادى . مال و ثروت من امروز به فرياد من نرسيد و همه قدرت و حشمتم محو و نابود گرديد . )
قرآن مجيد با ترجمه مهدى الهى قمشهاى