تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
داشت به خاطر قلعه حارم تن به خوارى داد و لباس ذلت پوشيد و در آن شكارگاه كه مىخواست شكار كند ، خود شكار شد . چه كسى مىتواند منكر آن شود كه سيل به بلنديها مىرسد ؟ پدر او ، يعنى پدر نور الدين هم آن ابر پر باران و سيل آسا بود كه بر همه بلنديها دست مىيافت . يا آتشى بود كه شهابى چنان فروزان داشت كه با پرتو خود خورشيد را بىنور جلوه مىداد . پدران از بلندى و رفعتى كه به دست آورده‌اند سودى نمىبرند مگر هنگامى كه فرزندان ايشان به رشد و سرافرازى برسند . )

در گذشت خوارزمشاه و برخى از ملوك ديگر

در اين سال ، در نهم جمادى الآخر خوارزمشاه اتسز بن محمد بن انوشتكين ، از دنيا رفت . او به بيمارى فالج گرفتار شده بود . معالجاتى كرد كه سودمند واقع نشد و شفا نيافت لذا بدون تجويز پزشكان ، داروهاى بسيار تند و پر حرارت به كار برد . در نتيجه ، بيمارى او شدت يافت و قواى او تحليل رفت و منجر به مرگ او گرديد . در دم مرگ مىگفت : « ما اغنى عنى ماليه . هلك عنى سلطانيه » ( يعنى : مال و ثروت من امروز به فرياد من نرسيد و همه قدرت و حشمتم محو و نابود گرديد . ) [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - اين را به عضد الدوله ديلمى نيز نسبت مىدهند و مىگويند : در دم بقيهء ذيل در صفحهء بعد