كرد و پايدارى نشان داد .
غزان به دنبال فراريان تاختند .
در اين وقت شهاب الدين با آن عده از سپاهيان كه همانند خود او پايدارى كرده بودند به سوى علمدار لشكر غز برگشتند و به دو حمله بردند و او را كشتند و علم او را گرفتند و آن را به همان حال نگه داشتند .
غزانى كه به تعقيب فراريان رفته بودند وقتى بازگشتند چون از تدبير شهاب الدين خبر نداشتند به سوى پرچم خود رفتند . و هر بار كه دستهاى از غزان به طرف پرچم مىآمدند شهاب الدين آنان را به قتل مىرساند .
بدين ترتيب اكثر غزان كشته شدند .
شهاب الدين داخل غزنه گرديد و شهر را تحويل گرفت و با مردم به نيكوكارى و عدل و داد رفتار كرد .
بعد ، از غزنه به كرمان ( به فتح كاف ) و شنوران رفت و اين دو شهر را گرفت .
سپس به سوى رودخانه سند پيش رفت و به عبور از رود و رفتن به هند اقدام كرد . و به فكر تصرف لاهور افتاد .
در آن زمان خسرو شاه بن بهرامشاه كه ذكر احوال پدرش گذشت در لاهور بود . و وقتى خبر حركت شهاب الدين را شنيد با قشون خود عازم رودخانه سند گرديد و نگذاشت كه شهاب الدين از رود بگذرد .
بنابر اين شهاب الدين از آنجا برگشت و به پيشاور رفت و آنجا و آنچه از جبال هند وابسته بدان بود ، همچنين توابع افغان همه را به تصرف در آورد . و الله اعلم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٢