زير فرمان اتابك عماد الدين زنگى بود .
امير معين الدين انز قصد داشت كه بانياس را محاصره كند و به تصرف در آورد و تسليم فرنگيان كند .
اندكى پيش از آن زمان والى بانياس با افراد خود عازم شهر صور گرديده بود تا به غارت در آن نواحى بپردازد .
او در راه خود با فرمانرواى انطاكيه مصادف شد كه به دمشق مىرفت تا صاحب دمشق را براى جنگ با اتابك زنگى يارى كند .
دو لشكر بهم برخوردند و به جنگ پرداختند .
در اين جنگ مسلمانان شكست خوردند و والى بانياس نيز به قيد اسارت در آمد و به قتل رسيد .
از مسلمانان ، كسانى كه جان سالم بدر برده بودند به سوى شهر بانياس باز گشتند .
گروه انبوهى نيز از ناحيه بقاع و غيره با آنان همدست شدند و به حفظ قلعه بانياس پرداختند .
امير معين الدين انز در آن جا فرود آمد و با آنان به جنگ پرداخت و عرصه را بر ايشان تنگ ساخت .
با معين الدين گروهى از فرنگيان نيز يارى و همكارى مىكردند . بدين جهة بود كه بر اهالى بانياس پيروزى يافت .
بنابر اين قلعه بانياس را گرفت و تسليم فرنگيان كرد .
اما دومين محاصره دمشق از اين قرار بود :
اتابك عماد الدين زنگى وقتى خبر محاصره بانياس را شنيد به بعلبك بازگشت تا چنانچه آن شهر را محاصره كردند از آن دفاع كند .
او در بعلبك اقامت گزيد .
بعد ، وقتى قشون دمشق از تصرف بانياس و تسليم آن به فرنگيان فراغت يافت و به دمشق بازگشت ، اتابك زنگى لشكريان خود را به - سوى حوران و توابع دمشق پراكنده ساخت كه در آن نواحى به غارت و چپاول پردازند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١