همراه شد و در سلك سرداران اتابك زنگى در آمد .
او و فرزندانش همچنان در خدمت خاندان اتابك زنگى به - بهترين وجه باقى ماندند تا اندكى بعد از سال 600 هجرى .
سپس از خدمت اين خاندان كناره گرفتند .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، ميانه امير المؤمنين المقتفى لامر الله و وزير او ، شرف الدين على بن طراد زينبى اختلاف و ناسازگارى روى داد .
علت اين اختلاف آن بود كه شرف الدين به آنچه خليفه دستور ميداد اعتراض ميكرد و از اجراى آن سرباز مىزد .
بدين جهة خليفه از او متنفر گرديد .
وزير از اين بابت خشمناك شد . بعد ترسيد و هنگام ظهر به - دار السلطان واقع در سميريه رفت .
در آن جا داخل شد و پناهنده گرديد .
خليفه عباسى المقتفى لامر الله رسولى را به نزد وى فرستاد و پيام داد كه بر سر كار خود باز گردد .
ولى او از رفتن امتناع ورزيد .
نامههاى ديوان خلافت همه به نام او صادر مىشد و قاضى القضاة زينبى نيابت او را بر عهده گرفت .
او پسر عم وزير بود .
بالاخره خليفه عباسى رسولانى را به خدمت سلطان فرستاد و جريان كار وزير خود را به اطلاع او رساند .
سلطان مسعود نيز به او اجازه داد كه شرف الدين را از مقام