صبح به صورت شعراء يعنى شتر مادهء پشمالودى در آمد كه شتران نر از نزديكى با او عار داشتند . )
محاصره قرطبه به وسيلهء فرنگيان و رفتنشان از آن جا
در اين سال سليطين كه همان اذفونش ( الفونس ) بود ، و فرمانروائى طليطله و توابع آن را داشت ، با چهل هزار سوار عازم شهر قرطبه شد .
او از ملوك جلالقه به شمار مىرفت كه سلسلهاى از ملوك فرنگ است .
پس از رسيدن به قرطبه ، آن شهر را محاصره كرد . قرطبه در اين وقت گرفتار ناتوانى و خشكسالى بود .
وقتى خبر محاصرهء قرطبه به گوش عبد المؤمن كه در مراكش بود ، رسيد . سپاه انبوهى آماده كرد و ابو زكريا يحيى بن يرموز را به سردارى آنان گماشت و به سوى قرطبه گسيل داشت .
لشكريان او وقتى به آنجا رسيدند نتوانستند كه در زمين پست با قشون سليطين روبرو شوند .
و چون مىخواستند كه خود را به اهل قرطبه برسانند تا شهر و مردم شهر را از خطرات احتمالى بعد از جنگ حفظ كنند ناچار شدند كه از روى كوههاى ناهموار و گردنههائى كه از آنها منشعب مىشد بگذرند .
بنابر اين راهى را كه چهار روزه در دشت طى مىشد بيست و پنج روز طول كشيد تا از روى كوهها طى كردند و به كوهى رسيدند كه مسلط بر شهر قرطبه بود .