انتقام خود را از اعراب زعب گرفتند ، آنان به روزى افتادند كه هميشه در ناكامى و نقص و خوارى به سر مىبردند .
من ( يعنى ابن اثير ) در سال 576 جوانى از اعراب زعب را در مدينه ديدم و با هم سرگرم گفتگو شديم .
به او گفتم : « به خدا من قلبا به تو متمايل شده بودم ولى وقتى شنيدم كه اهل زعب هستى از تو متنفر شدم و از شر تو ترسيدم . »
پرسيد : « براى چه ؟ » جواب دادم : « براى اينكه حاجيان را دستگير كرديد و اموالشان را به غارت برديد . »
گفت : « من آن زمان را درك نكرده و در آن دستبرد دخالتى نداشتهام . بنابر اين چگونه فكر مىكنى كه خداوند به خاطر جرم ديگران ما را به اين روز انداخته باشد ؟ به خدا علت شكست و ناكامى ما اين است كه عدهء افراد ما كم شد و دشمن هم در ما طمع بست و بر ما غلبه كرد . »
فتح قلعهء فاميا
درين سال نور الدين محمود بن شهيد زنگى قلعهء فاميا را كه در دست فرنگيان بود ، گشود .
اين قلعه نزديك شيزر و حماة بر تلى بلند قرار داشت و از بلندترين و استوارترين دژها به شمار مىآمد .
نور الدين محمود با سپاهيان خود به سوى اين قلعه رهسپار گرديد و آن را در حلقهء محاصره گرفت .
در اين قلعه فرنگيان به سر مىبردند . نور الدين با آنان جنگيد و عرصه را بر ايشان تنگ ساخت .