فرنگيانى كه در شام بودند وقتى اين خبر را شنيدند اجتماع كردند و عازم قلعهء فاميا شدند تا نور الدين محمود را از آن جا دور كنند .
اما هنوز به آن جا نرسيده بودند كه نور الدين بر قلعه دست يافته و آن را از ذخائر و اسلحه و مردان خود و ساير ما يحتاج پر كرده بود .
او كه از كار تسخير قلعه فراغت يافته بود ، وقتى خبر آمدن فرنگيان را شنيد از آن جا رفت تا سر راه بر آنان بگيرد و با آنان دست و پنجه نرم كند .
فرنگيان همين كه ديدند قلعهء فاميا به تصرف در آمده ، با در نظر گرفتن قوت عزم نور الدين در جنگ ، از راه برگشتند و به شهرهاى خود رفتند و نامه در خصوص متاركهء جنگ به نور الدين نگاشتند .
امير نور الدين محمود ، از اين لشكر كشى سالم و پيروزمند به مقر فرمانروائى خود بازگشت .
شاعران به ستايش او پرداختند و اين فتح را در اشعار خود ذكر كردند .
از جملهء اين اشعار يكى قصيدهء ابن الرومى است كه چنين شروع مىشود :
اسنى الممالك ما اطلت منارها * و جعلت مرهفة الدسار دسارها
و احق من ملك البلاد و اهلها * رؤف تكنف عدله اقطارها
اين ابيات از آن قصيده در وصف قلعه است :
ادركت ثارك فى البغاة و كنت يا * مختار امة احمد مختارها