شام فرمانروائى او را پذيرفتند و از او اطاعت كردند .
او وقتى بر مسند فرمانروائى نشست ، خاتون دختر حسام الدين تمرتاش را به عقد ازدواج خويش در آورد .
اين دختر همان بود كه قبلا سيف الدين غازى عقدش كرده بود ولى پيش از زفاف از دنيا رفت .
اين زن بعدها مادر فرزندان قطب الدين ، مثل سيف الدين و عز الدين و ديگران شد .
استيلاء نور الدين محمود بر سنجار
وقتى قطب الدين مودود ، پس از برادرش سيف الدين غازى ، به فرمانروائى موصل رسيد . برادر بزرگترش نور الدين محمود در شام بود و شهرهاى حلب و حماة را در اختيار داشت .
جماعتى از امراء به او نامه نوشتند و رياست او را خواستار شدند .
يكى از كسانى كه به او نامه نگاشت مقدم عبد الملك پدر شمس - الدين محمد بود كه در آن زمان حفاظت سنجار را بر عهده داشت .
او به نور الدين محمود پيام داد كه به سنجار برود و آن جا را تحويل بگيرد .
نور الدين محمود نيز تنها با هفتاد سوار از امراء دولت خود به سوى سنجار رهسپار گرديد .
وقتى به شهر ماكسين رسيد فقط عده كمى را به همراه داشت چون اكثر يارانش جلو رفته بودند .
آن روز بارانى سخت مىباريد و نگهبان دروازه شهر چون آنان را نمىشناخت به شحنه خبر داد كه عدهاى تركمان در لباس سپاهى داخل شهر شدهاند .