ظاهرا چنين وانمود كرد كه براى خدمت و زيارت بهرامشاه مىرود در صورتى كه باطنا هواى حيله و خيانت در سر داشت .
بهرامشاه از اين موضوع آگاه شد و او را گرفت و به زندان انداخت . بعد هم خون او را ريخت .
كشتن او به طبع غوريان گران آمد . و مىخواستند انتقام او را بگيرند ولى قدرت و آمادگى اين كار را نداشتند .
پس از كشته شدن محمد بن حسين ، برادرش سام بن حسين ، بر مسند فرمانروائى نشست .
ولى به بيمارى آبله گرفتار شد و از دنيا رفت .
بعد از او برادرش سورى بن حسين فرمانرواى شهرهاى غور گرديد . و در دوره فرمانروائى خود نيرو گرفت و توانائى يافت و به فكر افتاد كه انتقام خون برادر را بگيرد .
بدين منظور سربازان خود ، اعم از سواره و پياده ، همه را جمع كرد و به سوى غزنه روانه شد .
او در ماه جمادى الاولى بسال 543 به غزنه رسيد و آن شهر را به تصرف خويش در آورد .
بهرامشاه از غزنه به شهرهاى هند رفت و گروه بسيارى را گرد آورد و با اين قشون كه تحت فرماندهى سالار حسن بن ابراهيم علوى ، امير هندوستان بود به غزنه برگشت .
لشكريان غزنه كه پيش سورى بن حسين غورى مانده بودند و به - او خدمت ميكردند ظاهرا با او بودند ولى باطنا دلشان به بهرامشاه تمايل داشت .
بدين جهة وقتى سورى بن حسين و بهرامشاه با هم روبرو شدند ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٦