تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
توطئه كرده بودند تكميل نمود . قتل او در حول و حوش جنزه ( گنجه ) اتفاق افتاد . اين خبر به گوش سلطان مسعود رسيد كه در بغداد بود . امير عباس فرمانرواى رى نيز در بغداد به سر مىبرد و تعداد لشكريان او بيش از قشون سلطان مسعود بود . امير عباس از شنيدن آن خبر بهم بر آمد و آزرده خاطر شد . ولى سلطان ظاهرا با او مدارا و ملاطفت كرد و به دلجوئى وى پرداخت . آنگاه امير بقش كون خر را از لحف [ ( 1 ) ] ، و همچنين امير تتر را كه حاجبش بود ، پيش خود فرا خواند . وقتى بوسيله دو نفر مذكور خود را نيرومند ساخت ، امير عباس را در اقامتگاه خود احضار كرد . همين كه امير عباس بر او وارد شد ، از دخول همراهانش جلوگيرى كردند و عباس را به اطاقى بردند و گفتند : « زرهء خود را از تن در بياور . » گفت ، « من با سلطان عهد و پيمان‌هائى دارم . » ولى او را با مشت زدند و غلامانى كه براى از بين بردن او
هامش
[ ( 1 ) ] - لحف ( به كسر لام ) : ناحيتى است در پائين كوه همدان و نهاوند . ( منتهى الارب ) مكانى است معروف از نواحى بغداد و بدان جهة اين نام يافته كه در بن كوه‌هاى همدان و نهاوند واقع است . . . و بندنيجين و غيره از آن ناحيه ، و در آن چند قلعهء محكم باشد ( معجم البلدان ) در دفاتر ديوانى آن را لحف مىنويسند و در تلفظ بندييان مىخوانند . شهركى است كوچك و به آب و هوا و محصولات مقابل بيات ( بيات قصبه‌اى است ) حقوق ديوانش هفت تومان و شش هزار دينار است - نزهة القلوب . ( لغتنامهء دهخدا )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 117 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت