فرمود ! ولى رضوان به شام رفت تا از اتراك يارى بخواهد و با مساعدت ايشان بار ديگر بر مصر مسلط شود .
الحافظ امير بن مصال را فرستاد تا از طرف وى به رضوان امان دهد و عهد كند كه او را آزارى نخواهد رساند . و بدين ترتيب او را به مصر باز گرداند .
در نتيجه اين امر ، رضوان به مصر برگشت . و الحافظ او را در قصر خود زندانى ساخت .
در اين خصوص روايت ديگرى هست و اين روايت صحيح است كه گفتهاند رضوان رهسپار شام شد و به شهر صرخد روى آورد .
در ماه ذى القعده بدان شهر رسيد و در اقامتگاه فرمانرواى شهر ، امين الدوله كمشتكين ، فرود آمد .
امين الدوله مقدم او را گرامى داشت و در اكرام و اجلال او از چيزى فرو گذارى ننمود .
رضوان در پيش امين الدوله چندى به سر برد .
بعد ، در سال 534 هجرى با لشكرى به مصر بازگشت و نزديك باب النصر با مصريان جنگيد .
او مصريان را شكست داد و از آنان جماعت بسيارى را كشت .
و سه روز در مصر ماند .
بعد ، چون سپاهيانى كه با وى بودند از اطرافش پراكنده شدند ، تصميم گرفت كه به شام باز گردد .
در اين جا بود كه الحافظ امير بن مصال را پيش رضوان فرستاد و او را بر گرداند .
سپس رضوان را در قصر خود زندانى كرد و همسر وى را نيز به پيش وى آورد .
او تا سال 543 هجرى در قصر الحافظ زندانى بود ، بعد ، زندان خود را نقب زد و از آن بيرون رفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨١