ميخواست بر شهر اسوان تسلط يابد ولى حاكم شهر از ورود او جلوگيرى كرد .
كار به جنگ كشيد و در زد و خوردى كه روى داد ، اهالى شهر عده كثيرى از ارمنيان را كشتند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل 1 - صعيد اعلى ، وحد آن اسوان و آخر آن نزديك اخميم است 2 - ديگر از اخميم است تا بهنساء .
3 - صعيد ادنى ، و آن از بهنساست تا نزديك فسطاط .
ابو عيسى التويس ، يكى از اعيان ، آرد كه :
« صعيد نهصد و پنجاه و هفت قريه است و صعيد در جنوبى فسطاط ولايتى است كه دو كوه آن را احاطه كرده است .
رود نيل ميان اين دو كوه جارى است و قريهها و شهرها بر دو سوى آن به نيل نگرد .
باغها و بستانهائى كه به جانب آن بود ، سرزمين ميان واسط و بصره را نيك ماند .
صعيد را عجائبى بزرگ و آثارى قديم است .
در شهرها و كوههاى آن مغارههاست پر از لاشههاى مردم و پرندگان و گربهها و سگها ، همگى پوشيده در كفنهاى سخت درشت ، از كتان درشت كه عدلهائى را ماند كه در آن از مصر قماش آرند . و كفن بر هيئت قنداق مولود است و پوسيده نشود و چون كفن از حيوان گشايند ، هيچگونه ديگرگون نشده باشد . »
هروى گويد :
دختركى را ديدم كه كفن وى گشوده بودند و در دست و پاى وى اثر خضاب حنا بود .
و چنان شنيدم كه مردم صعيد بسا چاهها بكنند و به آب رسند . سپس بدانجا گورها بينند تراشيده از سنگ و پوشيده به سنگ ديگر . و چون سر آن بقيهء ذيل در صفحهء بعد