تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
ميخواست بر شهر اسوان تسلط يابد ولى حاكم شهر از ورود او جلوگيرى كرد . كار به جنگ كشيد و در زد و خوردى كه روى داد ، اهالى شهر عده كثيرى از ارمنيان را كشتند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل 1 - صعيد اعلى ، وحد آن اسوان و آخر آن نزديك اخميم است 2 - ديگر از اخميم است تا بهنساء . 3 - صعيد ادنى ، و آن از بهنساست تا نزديك فسطاط . ابو عيسى التويس ، يكى از اعيان ، آرد كه : « صعيد نهصد و پنجاه و هفت قريه است و صعيد در جنوبى فسطاط ولايتى است كه دو كوه آن را احاطه كرده است . رود نيل ميان اين دو كوه جارى است و قريه‌ها و شهرها بر دو سوى آن به نيل نگرد . باغها و بستان‌هائى كه به جانب آن بود ، سرزمين ميان واسط و بصره را نيك ماند . صعيد را عجائبى بزرگ و آثارى قديم است . در شهرها و كوه‌هاى آن مغاره‌هاست پر از لاشه‌هاى مردم و پرندگان و گربه‌ها و سگ‌ها ، همگى پوشيده در كفن‌هاى سخت درشت ، از كتان درشت كه عدل‌هائى را ماند كه در آن از مصر قماش آرند . و كفن بر هيئت قنداق مولود است و پوسيده نشود و چون كفن از حيوان گشايند ، هيچگونه ديگرگون نشده باشد . » هروى گويد : دختركى را ديدم كه كفن وى گشوده بودند و در دست و پاى وى اثر خضاب حنا بود . و چنان شنيدم كه مردم صعيد بسا چاه‌ها بكنند و به آب رسند . سپس بدانجا گورها بينند تراشيده از سنگ و پوشيده به سنگ ديگر . و چون سر آن بقيهء ذيل در صفحهء بعد