سرانجام ، تاج الدوله بهرام چون نتوانست بر شهر اسوان دست يابد كسى را نزد الحافظ فرستاد و از او امان خواست .
الحافظ نيز او را امان داد .
لذا به قاهره بازگشت و در كاخ الحافظ زندانى گرديد . سپس به پارسائى و ترك دنيا گرويد و از زندان آزاد شد .
اما رضوان بن ريحينى به وزارت الحافظ رسيد و به لقب ملك الافضل ملقب گرديد .
او در ميان مصريان نخستين وزير به شمار مىرفت كه لقب « ملك » يافت .
چيزى نگذشت كه ميان الحافظ و رضوان به هم خورد و الحافظ در اخراج او كوشيد .
لذا مردم در نيمه ماه شوال سال 533 هجرى قمرى بر رضوان بن ريحينى شوريدند .
رضوان از خانه خود فرار كرد و از اموال و اثاث آنچه در منزل داشت بر جاى گذاشت .
مردم اموال بيحد و حساب از خانه او غارت كردند .
بالاخره الحافظ سوار شد و به ميان مردم رفت و آنان را آرام ساخت و باقى اموالى را كه در خانه رضوان بود به قصر خود منتقل
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل بگشايند و هو ابدان رسد از هم بپاشد از پس آنكه يك پاره بوده است . و چنان پندارند كه مومياى مصرى را از سر اين مردگان گيرند . و آن از معدنى فارسى نيكوتر است .
در سعيد سنگى است بمانند دينارهاى سكه زده و بر آن رباعياتى است مانند سكه ، و سنگ آن بسان عدس است و آن بسيار است و چنان دانند كه آن سنگها ، دينارهاى فرعون و كسان اوست كه خداى تعالى آن را مسخ كرده است - معجم البلدان .
( از لغتنامهء دهخدا )