تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
سرانجام ، تاج الدوله بهرام چون نتوانست بر شهر اسوان دست يابد كسى را نزد الحافظ فرستاد و از او امان خواست . الحافظ نيز او را امان داد . لذا به قاهره بازگشت و در كاخ الحافظ زندانى گرديد . سپس به پارسائى و ترك دنيا گرويد و از زندان آزاد شد . اما رضوان بن ريحينى به وزارت الحافظ رسيد و به لقب ملك الافضل ملقب گرديد . او در ميان مصريان نخستين وزير به شمار مىرفت كه لقب « ملك » يافت . چيزى نگذشت كه ميان الحافظ و رضوان به هم خورد و الحافظ در اخراج او كوشيد . لذا مردم در نيمه ماه شوال سال 533 هجرى قمرى بر رضوان بن ريحينى شوريدند . رضوان از خانه خود فرار كرد و از اموال و اثاث آنچه در منزل داشت بر جاى گذاشت . مردم اموال بيحد و حساب از خانه او غارت كردند . بالاخره الحافظ سوار شد و به ميان مردم رفت و آنان را آرام ساخت و باقى اموالى را كه در خانه رضوان بود به قصر خود منتقل
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل بگشايند و هو ابدان رسد از هم بپاشد از پس آنكه يك پاره بوده است . و چنان پندارند كه مومياى مصرى را از سر اين مردگان گيرند . و آن از معدنى فارسى نيكوتر است . در سعيد سنگى است بمانند دينارهاى سكه زده و بر آن رباعياتى است مانند سكه ، و سنگ آن بسان عدس است و آن بسيار است و چنان دانند كه آن سنگ‌ها ، دينارهاى فرعون و كسان اوست كه خداى تعالى آن را مسخ كرده است - معجم البلدان . ( از لغتنامهء دهخدا )