تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

531 وقايع سال پانصد و سى و يكم هجرى قمرى

پراكنده شدن سپاهيان از اطراف سلطان مسعود

در اين سال ، در ماه محرم ، سلطان مسعود به سپاهيانى كه در بغداد به خدمتش بودند اجازه داد كه به شهرهاى خود باز گردند . اين اجازه را نيز از آن جهة داد كه شنيد الراشد بالله خليفه پيشين عباسى كه در موصل نزد اتابك عماد الدين زنگى به سر مىبرد - از آن جا رفته و از اتابك دور شده است . سلطان مسعود قشون خود را از آن جهة نگه مىداشت كه مىترسيد الراشد بالله با استمداد از اتابك زنگى ، بر او حمله كند و بار ديگر بر عراق تسلط يابد . ولى وقتى خواست به امير صدقة بن دبيس ، صاحب حله ، اجازه امارت و آزادى عمل بدهد دختر خود را نيز به - عقد او در آورد تا بدين ترتيب او را در عراق متحد خود ساخته باشد و در هنگام ضرورت از كمك او برخوردار گردد . گروهى از اميران نيز كه همراه ملك داود با سلطان مسعود