همين كه نزديك قزوين رسيد ، سلطان مسعود نيز با نيروئى كه داشت به طرف او حركت كرد .
وقتى دو لشكر در برابر يك ديگر قرار گرفتند ، آن عده از اميران مسعود كه به ملك طغرل گرويده بودند ، با افراد خود به - لشكريان طغرل پيوستند .
بدين ترتيب مسعود با عدهاى بسيار كم باقى ماند و ناچار برگشت و از ميدان نبرد گريخت .
اين واقعه در اواخر ماه رمضان اتفاق افتاد .
مسعود ، پس از شكستى كه خورد رسولى را به خدمت المسترشد بالله فرستاد و پيام داد كه مىخواهد به بغداد بيايد .
خليفه نيز به او اجازه داد .
نايب او در اصفهان بقش سلاحى بود و ملك سلجوق شاه نيز با وى به سر مىبرد .
ملك سلجوقشاه ، وقتى خبر شكست خوردن مسعود به گوشش رسيد ، خود نيز روانه بغداد گرديد .
سلجوقشاه ، وقتى به بغداد رسيد در دار السلطان فرود آمد خليفه مقدم او را گرامى داشت و ده هزار دينار برايش فرستاد .
پس از او ، مسعود رهسپار بغداد شد . قسمت اعظم كسان او چون اسب نداشتند ، شتر سوارى مىكردند .
او در راه خود سختى بسيار ديد و خليفه وقتى از حالش آگاه شد ، از چارپايان و خيمهها و اسباب و اموال و لباس آنچه مورد لزوم وى بود برايش ارسال داشت .
مسعود در نيمه شوال وارد بغداد گرديد و در دار السلطانيه سكونت گزيد .
ملك طغرل نيز در همدان ماند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٧