اتابك عماد الدين زنگى همين كه شنيد دبيس گرفتار شده ، قاصدى را نزد تاج الملوك فرستاد تا دبيس را از وى بگيرد .
او براى تاج الملوك پيام فرستاد كه چنانچه دبيس بن صدقه را تسليم وى كند ، او نيز در مقابل ، پسر تاج الملوك را كه نزد خود به عنوان گروگان نگهداشته و همچنين اميرانى را كه اسير گرفته ، آزاد خواهد ساخت .
ولى اگر از تسليم دبيس امتناع ورزد عازم دمشق خواهد شد و آنجا را محاصره خواهد كرد و غارت خواهد نمود و ويران خواهد ساخت .
تاج الملوك درخواست تهديد آميز عماد الدين زنگى را پذيرفت .
بدين جهة اتابك عماد الدين ، پسر تاج الملوك را كه سونج نام داشت ، و اميرانى را كه با سونج بودند ، آزاد كرد و به خدمت تاج الملوك روانه ساخت .
تاج الملوك نيز ، در مقابل ، دبيس بن صدقه را براى عماد الدين زنگى فرستاد .
دبيس ، هنگامى كه وى را به پيش عماد الدين مىبردند ، يقين داشت كه به قتل خواهد رسيد .
اما بر خلاف آنچه تصور كرده بود ، اتابك زنگى با او بسيار جوانمردانه رفتار كرد . در حق او نيكوئى نمود و از خواربار و اسلحه و اسبان ، و ساير ما يحتاج كه در خزانه خود داشت ، در اختيارش گذارد .
او دبيس را حتى بر خود نيز مقدم داشت و با وى آنطور رفتار كرد كه بزرگان ملوك رفتار مىكنند .
از طرف ديگر ، وقتى خليفهء عباسى المسترشد بالله خبر دستگير شدن دبيس و زندانى شدن او را در دمشق شنيد در صدد بر آمد كه انتقام خود را از وى بگيرد .
بدين جهة سديد الدولة ابن انبارى و ابو بكر بن بشر جزرى را ، كه از جزيرهء ابن عمر آمده بود ، به نزد تاج الملوك گسيل داشت و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٥