مشرق غوطه [ ( 1 ) ] سكونت داشتند ، فرود آمد .
در آنجا او را دستگير كردند و به خدمت تاج الملوك ، فرمانرواى دمشق ، فرستادند .
تاج الملوك نيز دبيس را در نزد خود زندانى كرد .
دبيس بن صدقه هميشه از عماد الدين زنگى غيبت مىكرد و او را دشنام مىداد .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل هم اكنون جمع كثيرى از آنان در خليج قسطنطنيه سكونت دارند و مسلمان هستند .
اقوامى از آنان نيز در بشيرز و حلب و آبادىهاى آن و تدمر و المناظر سكونت دارند و منسوب بدانها را كلبى گويند .
( خلاصه از لغتنامهء دهخدا )
[ ( 1 ) ] - غوطه ( به فتح طين ) : يا غوطهء دمشق ، شهر دمشق يا شهرستانى است از آن ، نام ناحيتى است كه دمشق جزء آن است .
پيرامون آن هيجده ميل است و كوههاى بلند آن را از هر سو فرا گرفتهاند ، به خصوص قسمت شمالى آن كه كوههائى بسيار بلند دارد .
آبهاى غوطه از همين كوهها بيرون آيند و نهرهائى تشكيل دهند و باغها و كشتزارها را سيراب كنند .
سرزمين غوطه ، سراسرش درختان و چشمههاست و مزارع مستغل در آن جا حاكم است .
اين ناحيه يكى از زيباترين و باصفاترين شهرهاى دنياست . باغهاى غوطه ، دمشق را احاطه كردهاند و از رودخانهء « بردى » ( به فتح باعوراء ) سيراب مىشوند .
در اين باغها ميوههائى بسيار خوش و مطبوع به خصوص زردآلو به - بار مىآيند .
در زمانهاى بسيار قديم اين ناحيه مسكن بنى غسان بوده است .
( از لغتنامهء دهخدا )