مدت فرمانروائى او دوازده سال و نه ماه و بيست روز بود .
او پادشاهى بود بردبار و جوانمرد و خردمند كه گاهى سخنانى مىشنيد كه گستاخانه بود و به خاطرش گران مىآمد ولى با وجود قدرتى كه داشت ، چشم پوشى مىكرد و گوينده را مجازات نمىنمود .
نسبت به اموال رعايا كمتر چشم طمع مىدوخت و از تصاحب دارائى مردم پرهيز ميكرد و نمىگذاشت كه كسان و يارانش نيز به اموال اشخاص دست درازى كنند .
پارهاى ديگر از رويدادهها
در اين سال - يعنى سال 525 هجرى - تاج الملوك بورى بن طغتگين ، فرمانرواى دمشق ، مورد حمله باطنيان واقع گرديد .
باطنيان با كارد بر او دو زخم زدند .
يكى از زخمها بهبود يافت ولى زخم ديگر هم چنان ناسور ماند .
در دو رنج اين زخم باقى بود و او از آن عذاب مىكشيد .
ولى مىتوانست با مردم بنشيند و با وجود ضعفى كه از آن زخم عايدش شده بود سوارى كند .
در اين سال ، امير ابو الحسن ، پسر المستظهر بالله و برادر المسترشد - بالله ، در ماه رجب ، درگذشت .
در اين سال ، در ماه شوال ، حسن بن سلمان بن عبد الله ابو على فقيه شافعى واعظ ، دار فانى را بدرود گفت .
او در مدرسهء نظاميهء بغداد تدريس مىكرد .