تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و اما ملك متصرفى او « ماردين » بود . چه آنكه موقعى كه كربوقا از موصل بيرون شد ، قصد « آمد » نمود و با حكمران آن جنگ كرد ، حاكم آنجا يك تركمن بود ، از سقمان طلب يارى كرد . و سقمان به يارى او رفت و با كربوقا مصاف داد . عماد الدين زنگى بن آقسنقر ، در آن هنگام نوجوانى بود كه با كربوقا ( در آن مصاف ) حضور داشت و گروه زيادى از ياران پدرش با او همراه بودند ، همين كه نبرد شدت پيدا كرد ، سقمان وارد عرصه شد . آنگاه ياران آقسنقر زنگى فرزند سرور خود را ( مقصود عماد الدين است ) ميان دست و پا اسبان رها كرده بانگ زده و گفتند : از فرزند سرور خود دفاع كنيد ، در اين هنگام بود كه هواخواهان آقسنقر نبرد سختى كردند كه منتهى به انهزام سقمان و اسارت برادرزاده‌اش ياقوتى بن ارتق گرديد . كربوقا او را در « ماردين » زندانى كرد ، ماردين سپرده به كسى بود كه خنياگر سلطان بركيارق ميبود و ماردين را از سلطان درخواست كرد و بركيارق آنجا را به او داده بود . ياقوتى مدتى در زندان او بود . همسر ارتق نزد كربوقا رفته و تقاضا كرد ياقوتى را آزاد كند و آزادش كرد ، پس ياقوتى نزديك به ماردين فرود آمد . و ماردين مورد شگفتى و اعجاب او واقع شده و براى تصرف و چيره شدن بر آنجا اقدام كرد . در ماردين اكرادى وجود داشتند كه نسبت به صاحب آن كه همدان مرد خنياگر ( مغنى ) باشد طمع ورزيدند و چند بار بر آباديهاى ماردين تاخته بودند . ياقوتى به او نامه نوشت و گفته بود : بين ما دوستى و راستى استوار باشد و من ميخواهم شهر تو را آبادان سازم و از كردها جلوگيرى كنم و بر اماكن آنان بتازم و اموال از آنها گرفته به تو سپارم كه در شهر خود صرف كنى و خود در مرغزار اقامت خواهم كرد . صاحب ماردين پيشنهادهاى او را پذيرفت و اجازه داد ، و ياقوتى بناى ايلغار را از باب خلاط تا بغداد گذارد . بعضى از سپاهيان دژ براى كسب ( غنيمت ) فرود آمده با او همراه ميشدند و او آنها را گرامى شمرده متعرض آنها نميشد و از جانب او امنيت يافتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 364 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت