روز با ابن افضل جنگيد ، سپس ابن افضل آنها را گرفته ، چهار صد نفرشان را با شكنجه كشت و سيصد نفر را اسير كرده بمصر فرستاد .
سپس اختلاف رأى بين همراهانش رويداد . گروهى ميگفتند : قصد بيت المقدس كنيم و آنجا را تصرف نمائيم و جماعتى ميگفتند : به يافا برويم و آنجا را تصرف كنيم .
در اثنائى كه آنها درباره مقصد خود اختلاف داشتند گروه زيادى از فرنگيان از راه دريا به قصد زيارت بيت المقدس رسيدند . بغدوين آنها را براى جنگ بسيج كرد و به عسقلان رفتند . شرف المعالى در آنجا بود ، و توانائى جنگ با آنها را نداشت .
خداوند بزرگ نسبت به مسلمانان لطف كرد و فرنگيان دريا نورد استحكامات عسقلان بديدند و از ماندن در آنجا بترسيدند و به يافا رفتند . پسر افضل نزد پدر برگشت .
پس از آن افضل شخصى كه او را تاج العجم ميناميدند ، از راه خشكى بسوى فرنگيان گسيل داشت . اين مرد از بزرگترين مملوكان پدرش بود .
و چهار هزار سوار رزمجو زير فرماندهى او مجهز و همراه او كرد . و از راه دريا مردى كه او را قاضى ابن قادوس ميناميدند ، با ناوگانى مجهز گسيل داشت . اين اين ناو گروه بر يافا فرود آمد . و تاج العجم در عسقلان رحل اقامت افكند . ابن قادوس كس نزد او فرستاد تا هر دو اتفاق بر جنگ با فرنگيان كنند . تاج العجم در جواب او گفت : نميتوانم نزد تو فرود آيم مگر با امر افضل و نزد ابن قادوس نرفت و كمكى هم به او نكرد . قادوس كس نزد قاضى عسقلان روانه كرد كه قاضى آنجا و اعيان شهر را ببيند و از آنها گواهى بخطشان بگيرد باينكه بيست روز در يافا اقامت كرد و تاج العجم را به ( يارى ) بخواست و او نه خود حاضر شد و نه مردى را فرستاد .
همين كه افضل آگاه از آن احوال شد كس فرستاد كه تاج العجم را دستگير كرد و مردى كه لقب او جمال الملك بود بجاى او روانه كرد و مقيم در عسقلان شد و افضل او را سركرده و پيشرو سپاه شام نمود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٣٩