در اين سال فرنگيان كه لعنت خدا بر آنها باد . بيت المقدس و فلسطين را باستثناى عسقلان بدست داشتند بيرون شدند . علاوه بر متصرفات نامبرده شده ، يافا و ارسوف و قيساريه و حيفا و طبريه و لاذقيه و انطاكيه را نيز در تصرف داشتند .
و جزيره و رها و سروج هم در دست آنها بود .
صنجيل سرگرم محاصره شهر طرابلس شام بود و مواد لازم به او ميرسيد .
در طرابلس فخر الملك بن عمار حكومت داشت و او ياران خود را سوار بر كشتى نموده بر بلادى كه در دست فرنگيان بود ميتاختند و هر كس كه ميديدند ميكشتند .
قصد ابن عمار از اين كار اين بود كه شهر را از كشتكاران و زارعان خالى كند تا مواد كاهش يافته فرنگيان ( ناگزير شوند ) از آنجا كوچ كنند .
بيان پارهاى از رويدادها
در ششم محرم اين سال ، دختر امير المؤمنين القائم بامر اللّه كه همسر سلطان طغرلبيك بود ، درگذشت . اين زن موصوف به ديندارى و كثرت دادن صدقه بود .
خليفه المستظهر باللّه او را ملزم كرده بود ، خانهنشين باشد زيرا كه به او خبر داده بودند كه در زوال دولت او كوشش مىكند .
و نيز در شعبان اين سال ، المستظهر باللّه زعيم الرؤساء ابا القاسم بن جهير را بوزارت خويش برگزيد و او را كه نزد سيف الدوله صدقة بنا به آنچه كه در سال پيش بيان كرديم و علت رفتن او را بدانجا گفته بوديم از حله بخواست و چون وارد بغداد شد . تمام ارباب دولت از او پيشواز كردند و خلعتهاى تامه او را پوشاندند .
در ديوان به نشست و ملقب به لقب قوام الدين گرديد .
و نيز در اين سال ابو المظفر بن خجندى در رى كشته شد . او مردم را موعظه ميكرد و هنگامى كه از كرسى وعظ به زير آمد . مردى علوى او را كشت . و علوى هم كشته شد . و خجندى را در جامع ( مسجد ) به خاك سپردند .
اصل دودمان خجندى از شهر خجند در ما وراء النهر بود و منسوب به مهلب بن