سديد الملك تو در دريائى بس ژرف غوطهور شدهاى روح خود را در ژرفاى ( اين غرقاب ) حفظ و معالم خيرات را زنده كن و زبان براستى ( در دهان ) بگردان كه در دنيا ( راستى ) اسباب پيروزى تو باشد ، گذشتگان را معتبر شمار و سلامت ( نفس ) را در رفتن و يا افتادن نگاه دار . . .
سپس سديد الملك گفت : هر كس از پيالهء سلطان بنوشد لبانش بسوزد ، گو اينكه زمانى از آن بگذرد ، پس از آن اشارت بدان سرا ( خانه عميد الملك بن جهير ) كرد و اين آيه ( شريفه ) را بخواند :
( وَ سَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَ تَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ )
[ ( 1 ) ] ترجمهء آيه شريفه :
« در مساكنى سكنى گزيديد كه ساكنان ( قبلى آن ) به خود ستم روا داشتند و بر شما آشكار گرديد كه چگونه با آنها رفتار كرديم » پس از چند روز وزير را دستگير كردند .
بيان تصرف شهر رحبه بوسيله ملك دقاق
در شعبان اين سال ملك دقاق پسر تتش حكمران دمشق شهر رحبه را تصرف كرد . رحبه در دست شخصى قايماز نام از مملوكان سلطان الب ارسلان بود . و همين كه كربوقا كشته شد بر آنجا چيره گرديد . دقاق و طغتكين اتابك او ( للهء او ) بدان صوب رفته آنجا را محاصره و سپس از آنجا رفتند .
در صفر اين سال قايماز درگذشت و غلام تركى بنام حسن جاى او را گرفت .
بسيارى از لشكريان از او دور شدند و بنام خود خطبه خواند و از دقاق بترسيد و خويشتن آشكارا و خود را نشان داد كه كيست و گروهى از سالاريه كه از آنان بيمناك بود ، دستگيرشان كرد و گروهى از اعيان شهر را كشت و سايرين را زندانى و مصادره كرد . دقاق متوجه بدان صوب گرديد و رحبه را محاصره كرد . عامه شهر
هامش
[ ( 1 ) ] قرآن مجيد سوره 14 آيه شريفه 45 م