تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
پدرش كه در آن هنگام در گنجه بودند نهاد و نزد سلطان محمد پيش از آنكه او خود را بخطاب سلطان مخاطب سازد ميزيستند ، رفت و پس از كشته شدن مجد الملك نزد پدرش كه وزير سلطان محمد شده بود رفته و محمد به سلطنت مخاطب شده بود و بعد از كشته شدن پدرش همانجا بماند و به سلطان محمد پيوست و در اين پيكار هم حضور داشته و منهزم گرديد .

بيان عزل سديد الملك وزير خليفه و نظارت ابى سعد بن موصلايا در وزارت

در نيمهء رجب اين سال وزير سديد الملك ابى المعالى وزير خليفه دستگير و در سرائى در دار الخلافه زندانى شد خانواده‌اش از اصفهان بر او وارد شده بودند . آنها را نيز به همان ساختمان نقل مكان دادند ، زندان او خوب و زيبا بود : علت بركنارى او ، جهل او به قواعد ديوان خلافت بود زيرا كه او عمر خود را در كار پادشاهان صرف كرده بود كه آنان را چنان قواعدى در كارهايشان نبود . چون دستگير و زندانى شد امين الدوله بن موصلا يا دوباره امور ديوان را زير نظر خويش گرفت . از شگفتيها سخنانى است كه بعد از روزى چند جريان پيدا كرد و چنين بود آن حكايت كه سديد الملك در خانهء عميد الدوله بن جهير ساكن بود و مجلسى عام تشكيل ميداد كه مردم براى شنيدن وعظ المؤيد عيسى غزنوى در آنجا حضور پيدا ميكردند و ابيات زير را ارتجالا انشاد كردند كه ميگويد :
« سديد الملك سدت و خضت مجرأ * عميق اللج ، فاحفظ فيه روحك » « و احى معالم الخرات و اجعل * لسان الصدق فى الدنيا فتوحك » « و فى الماضين معتبر فاسرج * سروحك فى السلامة او جموحك »
مفاد اين ابيات به زبان فارسى چنين است :