تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
بدون درنگ رو به آنها رفت و بعد از مرگ مودود به آنجا رسيد . سپاه مودود ، جملگى اتفاق بر طاعت سلطان محمد نموده براى سوگند ( وفادارى ) ياد كردند در بين آنها سكمان قبطى و محمد بن باغيسيان كه پدرش انطاكيه را داشت و قزل‌ارسلان بن - سبع الاحمر ميبودند . همين كه بركيارق به آنجا رسيد بر دروازه شهر خوى از شهرهاى آذربايجان و بهنگام غروب آفتاب پيكار ميانشان رويداد و تا شامگاه ديگر دوام داشت . اتفاق چنين رويداد كه امير اياز با پانصد سوار كه استراحت كرده بودند بهمراه گرفت و به آنها حمله‌ور شد سپاهيان از دو طرف كوفته و خسته شده بودند ، حمله به سپاه سلطان محمد بود و آنها را شكست داد و آنها پشت بميدان نبرد و رو بفرار نهاده و هيچيك از آنها در بند ديگرى نبود . اما سلطان بركيارق قصد كوهى واقع بين مراغه و تبريز كرد كه گياه و آب فراوان داشت ، چند روزى در آنجا زيست و از آنجا به زنجان رفت . و اما سلطان محمد با گروهى از يارانش به ارجيش از بلاد ارمنستان رفت كه چهل فرسنگ با ميدان واقعه مسافت و فاصله داشت ، آن ناحيت از توابع خلاط و از جمله اقطاع امير سكمان قبطى بود و از آن نقطه به خلاط رفت و امير على حكمران ارزن الروم به دو پيوست و روى به آنى نهاد . حكومت آنى با منوچهر برادر فضلون روادى بود ، و از آنى به تبريز از شهرهاى آذربايجان رفت . بقيه اخبار آنها را در سال چهار صد و نود و هفت ، هنگامى كه صلح آنها بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد . امير محمد بن مؤيد الملك بن نظام الملك در اين واقعه با سلطان محمد بود . پس از هزيمت بدياربكر رفت و از آنجا به جزيرهء ابن عمر سرازير شد و از جزيره به بغداد رفت . او در زمان پدرش در بازار مدرسه مقيم بود و شكاياتى از وى به پدرش رسيد پدرش مؤيد الملك به گوهر آئين نامه‌اى نوشت كه او را دستگير كند . امير محمد بدار الخلافه پناهنده شد . در سال چهار صد و نود و دو رو به مجد الملك بلاسانى و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 335 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت