تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
سبب آن اين بود كه صدقة دخترى از پسر عم خود را تزويج نمود و كه آن دختر را قبلا شروان خواستگارى كرده و پذيرفته نشده بود . عقيل كه در حله حوزهء حكومتى سيف الدوله سكونت داشتند هم پيمان شدند ، و قرار گذاشتند كه عليه صدقة دست واحد و يگانه باشند . صدقة زير بار آنها نرفت . بعد از آن شروان به حج رفت و از آنجا مريض برگشت ، صدقة كس بر او گمارد و گفت : ناگزير هيت بايد از آن من باشد شروان حاجب خود را نزد او فرستاد و نامه به خط خود نوشت كه شهر را تسليم او كند . در آن هنگام در هيت ، محمد بن رافع بن رفاع بن ضبيعة بن مالك بن مقلد ابن جعفر ميزيست . صدقة پسرش دبيس را با حاجب نزد او فرستاد كه شهر را به او تسليم كند ، محمد نپذيرفت و دبيس نزد پدرش برگشت . اين مرتبه چون صدقة واسط را گرفت با سپاه خود رو به هيت نهاد . منصور بن كثير برادر زاده شروان با گروهى از ياران خود بمقابله با او بيرون شد ، و با سيف الدوله تلاقى كرده و ساعتى بجنگ و ستيز پرداختند . از آن سوى گروهى از ربعيين شهر را براى سيف الدوله گشودند و ياران او وارد شهر شدند ، همين كه منصور وضع را چنان ديد شهر را به سيف الدوله تسليم نمودند و همان روز ورودش آنجا را تصرف كرد و منصور و گروهى از وجوه ياران او را خلعت بخشود و پسر عم خود ثابت بن كامل را بجانشينى خود در آنجا گماشت و به حله برگشت .

بيان جنگ ميان بركيارق و محمد

در هشتم جمادى الاخره اين سال پنجمين مصاف بين سلطان بركيارق و سلطان محمد رويداد . گنجه و بلاد اران سراسر از سلطان محمد بود و ارتق با او در آنجا مقيم بوده و سركردهء سپاه امير غزغلى بود . همين كه اقامت محمد در اصفهان بدرازا كشيد و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 333 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت