تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و دخترى ديگر

بيان پادشاهى سلطان ملكشاه

همين كه سلطان الب ارسلان مجروح شد ، وصيت كرد پس از او ملكشاه به تخت سلطنت نشيند . ملكشاه همراه او بود و سلطان فرمان داد سپاه سوگند ( وفادارى ) ياد كند . همهء سپاهيان سوگند ياد كردند . اين امر به سرپرستى نظام الملك انجام شد . ملكشاه به بغداد كس فرستاد و خواست بنام او خطبه بخوانند . بر منابر بنام او خطبه خوانده شد . و همچنين الب ارسلان وصيت كرد به فرزندش ملكشاه كه به برادر او قاورت بيك بن داود ، فارس و كرمان را بدهد و مالى هم معين نمود به او داده شود . و همسر او را به زنى به قاورت بدهد . قاورت بيك در آن هنگام در كرمان بود . و وصيت كرد به پسرش اياز بن ارسلان آنچه كه به پدر خود داود ميداد و آن پانصد هزار دينار بوى داده شود و گفت : هر كس رضايت به وصيت من ندهد با او جنگ كنيد . و از سايرين براى جنگ با او طلب يارى نمائيد . ملكشاه از بلاد ما وراء النهر بازگشت . لشكريانى كه بيست و چند روز از پل رود جيحون گذشته بودند ، در طى سه روز پل را پشت سر نهاده بازگشتند . وزارت ملكشاه همچنان با نظام الملك بود . بر معاش لشكريان هفتصد هزار دينار بيفزود . و بخراسان بازگشته و قصد نيشابور كردند . ملكشاه با گروهى از پادشاهان در اطراف قلمرو خود مكاتبه كرد و از آنان دعوت نمود كه بنام او خطبه خوانده منقاد باشند . اياز بن ارسلان در بلخ اقامت گزيد و سلطان ملكشاه با سپاهيان خويش از نيشابور به رى رهسپار شدند .

بيان تصرف شهر ترمذ بوسيلهء فرمانرواى سمرقند

در ربيع الاخر اين سال ملك التكين فرمانرواى شهر سمرقند ، شهر ترمذ را تصرف نمود