در ربيع الاول اين سال ، سلطان بركيارق عم خود تكش را كشت و جنازهاش به آب سپرد و پسرش را هم با او كشت . ملكشاه او را دستگير و چشمان او را ميل كشيده و در دژ تكريت او را زندانى كرده بود . همين كه بركيارق بپادشاهى رسيد ، او را به بغداد حاضر كرد و همچنان كه با او در حركت بود ، بركيارق به نامههائى از برادر او تتش دست يافت كه او را به پيوستن به خود برانگيخته است . و گفته شده كه او ميخواست به بلخ برود زيرا كه خانوادهاش او را ميخواستند ، بركيارق او را كشت ، همين كه ، نعشش را به آب سپرد در سر من راى باقى ماند ، از آنجا جنازهاش بگرفتند و ببغداد برده و نزد مزار ابى حنيفه به خاك سپردند .
در جمادى الاخره اين سال پيكارى ميان امير انر و تورانشاه پسر قاورت بيك رويداد .
تركان خاتون جلاليه مادر محمود بن ملكشاه امير انر را با سپاهى گسيل داشته بود كه بلاد فارس از تورانشاه بگيرد . امير انر تدبير امور بلاد فارس به نيكى نتوانست بكند ، سپاهيان از او بوحشت دچار شدند و گرد تورانشاه جمع آمدند و انر را هزيمت دادند بعد از آن شكست انر ، تورانشاه يك ماه بيشتر زنده نماند و از تيرى كه بوى اصابت كرده بود درگذشت .
در اين سال اسپهبد بن ساوتكين ، بر شهر مكه كه خدا آن را حراست كناد ، به زور چيره شد و مكه را تصرف كرد و امير قاسم بن ابى هاشم علوى حكمران مكه بگريخت و اسپهبد تا شوال در آنجا اقامت داشت . امير قاسم گروهى گرد آورده و در عسفان ، اسپهبد را در تنگنا گذارد ، جنگ ميان آنها در شوال اين سال رخ داد و اسپهبد شكست خورد و منهزم گرديد و قاسم وارد مكه شد . اسپهبد به شام و از آنجا به بغداد رفت .
در رجب اين سال آتيكين شحنهء بغداد گاوچاه باب البصره را به آتش كشاند ، و سبب آن اين بود كه نقيب طراد زينى نويسندهاى ( دبيرى ) داشت بنام ابن منان و كشته شد ، نقيب كس نزد شحنه فرستاد و درخواست كرد كه در اين باره اجراى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٥