تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

488 ( سال چهار صد و هشتاد و هشت )

بيان ورود گروهى از تركان به افريقيه و ماجراى آنها

در اين سال شاهملك ترك نسبت به يحيى بن تميم بن معز بن باديس غدر كرد و دستگير شد . شاهملك از فرزندان يكى از امراى ترك در بلاد شرق بود . در شهر او كارى براى او رويداد كه مقتضى بيرون شدن وى از آنجا بود و با يكصد سوار بمصر رفت و افضل امير لشكريان گراميش داشت و اقطاع و مالى بوى بخشود ، سپس از او خبرهائى شنيد و آگاه از عللى شد كه موجب بيرون راندن وى از مصر گرديد . شاهملك و يارانش از مصر گريختند ، و نيرنگى به كار بردند تا اينكه سلاح و اسبانى بدست آوردند و رو به مغرب نهادند و به طرابلس غرب رسيدند . مردم طرابلس از والى خود متنفر بودند . آنها را به شهر وارد كردند و والى خود را بيرون راندند و شاهملك امير شهر شد . تميم اين خبر را شنيد و سپاهيان بدان صوب گسيل داشت . و طرابلس را محاصره كردند و تركها را در تنگنا قرار داده و شهر را گشودند . شاهملك و همراهانش با فاتحان به مهديه وارد شدند تميم از ديدار او و يارانش خرسند گرديد و گفت :