درگذشت ، از ترس جان خود او را خلع كرد و با المستعلى باللّه بيعت نمود .
نزار به اسكندريه گريخت . در اسكندريه ناصر الدوله اقتكين حكمران بود ، مردم اسكندريه با نزار بيعت كردند ، و او را المصطفى لدين اللّه ناميدند ، براى مردم خطبه خواند و افضل را لعن كرد و نيز قاضى جلال الدوله بن عمار قاضى اسكندريه او را يارى كرد . افضل رو به اسكندريه نهاد و اسكندريه را محاصره كرد و از آنجا شكست خورده برگشت سپس بر تعداد سپاهيانش بيفزود و كرت ديگر باسكندريه رفته ، آنجا را محاصره كرد و اسكندريه را بگرفت و افتكين را دستگير نمود و او را كشت . المستعلى نزار را بگرفت و ديوارى بر روى او بنا كرده درگذشت و قاضى جلال الدوله بن عمار و هر كس كه نزار را يارى كرده بود بكشت .
بيان پارهاى از رويدادها
در ربيع الاخر اين سال يكى از يهوديان در غرب بخواب ديد كه آنها ( يهوديان ) طيران خواهند كرد . يهود يارا از آن رؤيا آگاه ساخت ، اموال و ذخاير خود بخشيدند و در انتظار پرواز نشستند ، ولى پروازى روى نداد و بين ملل ديگر مضحكه واقع شدند .
در اين ماه در شام زلزلههاى پياپى كه مدتش هم طول مىكشيد رويداد ولى خرابى زيادى ببار نياورد .
در اين سال فتنه ميان اهالى نهر طابق و اهالى باب الارجا روى داد ، نهر طابق به آتش كشانده شد و مبدل به تل خاكستر گرديد ، همين كه اين آتشسوزى رخ داد « يمن » رئيس شرطه ( پليس ) از دجله گذشته و مردى را كه پنهان شده بود كشت ، مردم از او متنفر شدند و روز سوم عزل شد .
در اين سال محمد بن ابى هاشم حسينى امير مكه درگذشت سن او متجاوز از هفتاد سال بود ، چيزى ستودنى ندارد ، و در سال چهار صد و هشتاد و شش بعضى از حاجيان را غارت و خلق بسيارى از آنها را كشت .