تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
همين كه بهبود يافت مؤيد الملك وزير او با امراى عراق و خراسان مكاتبه و از آنان استمالت كرد . تمام آنان به بركيارق روى آورند ، شأن او بزرگى يافت و سپاهش افزون گرديد .

بيان درگذشت امير لشكريان در مصر

در ذى قعده اين سال امير لشكريان بدر الجمالى فرمانرواى لشكر مصر ، در سنى متجاوز از هشتاد سالگى درگذشت . در دولت المستنصر حاكم فقط او بود و كارها به او رجوع ميشد . در سال چهار صد و پنجاه و پنج به استاندارى شام تعيين گرديد . و ميان او و رعايا و سپاهيان در دمشق ماجراهائى رويداد كه از بروز آنها بر خود بترسيد و از دمشق گريزان بيرون شد . و سپاه گرد آورد و متشكل ساخت و بدمشق آمد و در سال چهار صد و پنجاه و شش بر سراسر شام چيره گرديد . پس از آن براى بار ديگر اهالى دمشق به مخالفت با او سر برداشتند و در سال چهار صد و شصت ، از آنجا گريخت و عامه و سپاهيان كاخ امارت را ( در دمشق ) كوبيده ويران كردند ، سپس بدر الجمالى امير لشكريان بمصر رفت و در آنجا مدارج ترقى را پيموده صاحب امر و نهى شد . علقمه بن عبد الرزاق عليمى گويد ، بديدار بدر الجمالى بمصر رفتم ، اشراف مردم و بزرگان و شاعران را بديدم بر در خانه‌اش گرد آمده و ديدار بدر بر آنها بدرازا كشيده و به او نرسيده‌اند . علقمه گويد : من در احوال آن گروه تأمل ميكردم كه ناآگاه بدر بيرون شد كه به شكار برود ، علقمه در اثر او به راه افتاد و بانتظار به ايستاد تا از شكار برگشت . همين كه نزديك رسيد ، علقمه بر بلندى از زمين ايستاده و اشارت به رقعه‌اى كه داشت نمود و چنين سرود :
نحن التجار و هذه اعلافنا * در وجود يمينك المبتاع قلب و فتشها بسمعك انما * هى جوهر تختاره الاسماع