تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
« بطيحه » مال و سلاح و ديگر هداياى گرانقدر برايش فرستاد ، بختيار خود نزد عمران بن شاهين رفت و بر او وارد شد ابن شاهين مقدمش را گرامى داشت و اموال زياد و اشياء نفيس تقديم بختيار كرد . مردم گفتهء سابق عمران بن شاهين كه گفته بود روزى بختيار بخانهء من آيد و از من يارى جويد ، به ياد آورده در شگفت ماندند چون همانگونه كه گفته بود ، اكنون تحقق پيدا كرده بود . سپس بختيار به « واسط » برگشت و اما عضد الدوله ، سپاهى به بصره گسيل داشت و آنجا را تصرف كرد . علتش اين بود كه ميان « مضر » و « ربيعه » اختلاف افتاده بود . « مضر » ( يعنى طايفه مضر كه در بصره سكونت داشتند ، هواخواه عضد الدوله بودند و بنا به قرارى كه با عضد الدوله گذاشته بودند ، تمايل و گرايش بوى نشان ميدادند و ربيعه ( طايفهء ديگرى كه در بصره بودند ) با مضريها مخالفت كرده ، ابراز تمايل به بختيار مينمودند ، همين كه بختيار منهزم گرديد ، ربيعه ضعيف شد و مضر نيرو گرفت و به عضد الدوله نوشتند و از او خواستند سپاهى به بصره گسيل دارد ، پس آن سپاه به بصره روانه كرد و آن شهر تسليم شد و سپاه در آنجا اقامت گزيد . بختيار « واسط » را قرارگاه خويش ساخت و آنچه در بغداد و بصره از مال و غيره داشت در « واسط » گرد آورد و آن را بين همراهانش پخش كرد ، و در همانحال ، ابن بقيه كه وى را ترك كرده و در امور و شئون ملك ، بى دخالت بختيار ، باستبداد عمل ميكرد ، بختيار دستگيرش كرد . ابن بقيه ماليات را براى خود وصول ميكرد . و چيزى از آن بدست بختيار نميرسيد . ابن بقيه نيز ميخواست با دستگير كردن بختيار به عضد الدوله نزديك شده تقرب پيدا كند ، زيرا كه ابن بقيه بود كه اسباب فساد احوال بين آنها بود . همين كه بختيار ابن بقيه را دستگير و اموالش را گرفته و پخش كرد ، با عضد - الدوله به منظور صلح بناى مكاتبه گذاشت ، و رسولانى بين آنها رفت و آمد داشتند همراهان بختيار با نظر او اختلاف داشتند بعضى او را مشورت ميدادند كه صلح كند و برخى هم او را از اين كار نهى ميكردند . در آن اثناء « عبد الرزاق و « بدر » پسران حسنويه با هزار سوار رزمنده براى يارى به بختيار بدانجا رسيدند . همين كه وارد