بودند تا بسال سيصد و هفتاد و سه .
بيان محاصره كسنته و غيرها
در اين سال ، ابو القاسم بن الحسن بن على بن ابى الحسين ، فرمانرواى صقليه ( سيسل ) با سپاه اسلام ، باتفاق گروهى از صلحاء و علماء در رمضان رو به شهر « مسينى » گذاشتند و دشمن از پيش روى آنان گريخت . و سپاه اسلام از آن جا به « كسنته » رفته روزى چند آنجا را محاصره كردند . مردمش تقاضاى زينهار كردند . خواست آنها برآورده شد ، و مال زيادى از آنها گرفتند و رو بقلعهء « جلوا » گذاشتند . در آن جا نيز چنان كردند كه در جاهاى ديگر پس از آن ابو القاسم بن حسن به برادر خود القاسم امر كرد با كشتيهاى جنگى به ناحيهء بريوله عزيمت كند و شبگردان در تمام « قلوزيه » پراكنده سازد . او فرمان برد . و غنائم بسيار بدست آورد ، و كشت و اسير كرد و خود و برادرش به شهر بازگشتند .
چون سال سيصد و شصت و شش فرا رسيد ، ابو القاسم امر به بناى « رمطه » نمود كه قبلا خراب شده بود ، و دوباره به جنگ ( غزا ) روى آورد ، و بجمع سپاه پرداخت .
و به قلعهء « اغائه » بتاخت . مردم آنجا زنهار خواستند . به آنها زينهار داده شد و قلعه را با آنچه در آن بود تسليم ابو القاسم كردند ، پس از آن روى به شهر « طارنت » گذاشت به آنجا كه رسيد ديد مردم شهر همگى گريختهاند و دروازههاى شهر را بستهاند و رفتهاند . همراهانش از باروى شهر به داخل آن رفته ، دروازهها گشودند و مردم به آنجا وارد شدند . از آن پس امر به انهدام شهر داد ، و شهر « طارنت » را خراب كرده سوزاندند .
ابو القاسم شبگردانى به سوى « اذرنت » و غيره گسيل داشت و خود ، در پيرامون « عرويسه » فرود آمد و با مردمش بمقابله پرداخته ، اهالى آنجا مالى بدادند . با آنها صلح كرد و به شهر بازگشت .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال بنام العزيز علوى كه خداى تعالى در پناهش گيرد ، در مكه خطبه