بيان خلع المطيع و خلافت الطائع للّه
در نيمهء ذى قعدهء اين سال ، المطيع للّه خلع شد . او مبتلا به بيمارى فلج بود ، و زبانش سنگين شده بود ، و حركت بر او مقدور نبود ، ولى او بيمارى خود را پنهان نگاه داشته بود . سبكتكين ، حال او را كشف كرده و اين دفعه بدانست كه بيمار است . پس او را دعوت كرد كه خويشتن را خلع و خلافت را به فرزندش الطائع للّه واگذار كند . المطيع اين كار را كرد . و الطائع للّه كه نامش ابو الفضل عبد الكريم بود ، بجايش بخلافت نشست .
المطيع للّه در سيزدهم ذى قعده خويشتن خلع كرد . مدت خلافتش بيست و نه سال و پنجاه و چند روز كم بود و پس از خلع او به الطائع للّه بيعت كرده و كار خلافت بر او استوار گرديد .
بيان جنگ بين المعز لدين اللّه علوى با قرامطه
در اين سال ، قرامطه به فرماندهى حسن بن احمد . از احساء رو بديار مصر نهادند و آنجا را محاصره نمودند و همين كه المعز لدين اللّه فرمانرواى مصر شنيد ، كه حسن بن احمد ، قصد مصر دارد . نامهء به او نوشت . و در آن مراتب فضل خويش و خاندان خود را ، ياد كرده و تذكار نمود كه دعوت آنها ( علويان و قرامطه ) يكى است و در آغاز دعوت قرامطه براى او و نياكان او بوده است ، و به او موعظه و در اندرز به او مبالغه كرد ، و تهديدش كرد و نامه را براى او فرستاد .
حسن بن احمد ، پيشتاز قرمطيان در پاسخ او نوشت : نامهات رسيد ، دست آوردش اندك و برترى خواهى ان بيش بود . ما بدنبال اين نامه رو بسوى تو نهاديم .
و السلام » حسن بن احمد حركت كرد و به مصر رسيد ، و با سپاهيانش « در عين شمس » فرود آمد و پيكار و معركهء قتال گرم و بجان رزمندگان چنگ انداخت . شب روان