نقل قولى موثق كه موجب اطمينان قبلى باشد نتوانستند بكنند ، و سبكتكين شك كرد .
سپس رسولانى از اتراك به سبكتكين رسيدند و از ماجرا آگاهش كردند ، و او دريافت كه اين كار فريب و مكيدتى عليه او بود . تركان او را دعوت كردند عليه خانوادهء عز الدوله توطئه كند . سبكتكين اين كار را نكرد و پيكى نزد ابى اسحاق بن معز الدوله گسيل داشت و به او آگاهى داد كه ميان او و برادرزادهاش ، اوضاع و احوال به فساد گرائيده است و اميد به اصلاحش ندارد . و او ميخواهد از اطاعت سروران ( موالى ) خود ، گرچه به او بد كرده باشند سر به تابد و از ابى اسحاق خواست كه فرمان فرمانروائى بنام او صادر كند . ابى اسحاق پيشنهاد او را به مادرش عرضه داشت و او وى را از اين كار منع كرد .
همين كه سبكتكين چنين ديد ، با تركان سوار شد و خانهء بختيار را دور زد و در محاصره گرفت ، سپس آن را به آتش كشيده بدانجا داخل شد ، و ابا اسحاق و ابا طاهر پسران معز الدوله و مادرشان و هر كس كه آنجا بود ، دستگير كرد . آنها از او تقاضا كردند كه امكاناتى برايشان فراهم سازد كه به « واسط » بروند .
سبكتگين تقاضاى آنان را اجابت كرد و به « واسط » رفتند ، المطيع للّه نيز با آنها بود .
سبكتكين او را گرفته به منزلش برگرداند . اين امر در نهم ذى قعده رخ داد و سبكتكين پس از اين كار دست روى تمام دارائى بختيار در بغداد گذاشت و تركان در منازل ديلميان فرود آمدند و هر جا سراغ دارائى و اموال آنها ميگرفتند آن را متصرف ميشدند و در آن گير و دار عامه ناس از اهل سنت به يارى سبكتكين بشوريدند زيرا سبكتكين به تسنن تظاهر مىكرد ، سبكتكين به آنها كه سردمداران جنبش بودند ، خلعت داد . و بر گروه آنها سركردگان و فرماندهان گماشت پس آنها بر شيعيان بشوريدند و با آنها به پيكار برخاستند . و خونها بين آنها ريخته شد و « كرخ » دوباره به آتش سوزانده شد . و شيعيان چيرگى پيدا كردند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٩