بود به او تسليم كند ( پيش از اين ياد شده بود كه دختر عز الدوله بختيار در سه سالگى به عقد ازدواج ابى تغلب درآورده شده بود . و از اين بيان مستفاد مىشود كه معقودهء ابى تغلب بن حمدان هنوز در خانهء پدر بوده است . م ) و از آن قرارى كه نهاده شده بود . چشم بپوشد . بختيار از ترس او ، هر چه خواسته بود اجابت كرد و با هم اتفاق نمودند . بختيار از موصل به بغداد بازگشت .
موصليها از بازگشت او ابراز شادمانى كردند زيرا كه در مدت توقفش در آنجا ، با آنان بدرفتارى و ستم كرده بود .
همين كه بختيار به « الكحيل » رسيد . آگاه شد كه ابا تغلب . گروهى از ياران او را كه بختيار به آنها امان داده بود ، كشته است . اين گروه بموصل برگشته بودند كه اموال و خانوادهها و دارائى خويش را در آنجا بگيرند . ابى تغلب آنها را كشته بود . چون اين خبر به بختيار رسيد . سخت بر او گران آمد . و به جائى كه رسيده بود توقف كرد و به وزير ابى طاهر بن بقيه و حاجب سبكتكين پيام فرستاد و به آنها امر كرد . بسوى او روانه شوند . قبلا به آنها دستور داده بود كه صلح بين او و ابى تغلب استوار گرديده و امر بتوقف آنها كرده بود ، همين كه پيام بختيار به آنها رسيد با عساكر خويش رو بسوى او روان شدند و همه روى بموصل نهادند و در اواخر جمادى الاخره در « دير اعلى » فرود آمدند . ابو تغلب ، موصل را ترك كرد به « تل يعفر » رفت . عز الدوله تصميم گرفت او را هر جا كه برود تعقيب كند تا به او دست يابد . ابو تغلب دبير و نديم خود ابا الحسن على بن عمرو را نزد عز الدوله فرستاد بختيار او را به بند كشيد . و ابا الحسن بن عرس و ابا احمد بن حوقل را نيز با او به بند كشيد .
مكاتبات بين ابى تغلب و بختيار همچنان مبادله ميشد . و ابو تغلب سوگند ياد كرد كه از قتل آن جماعت آگاه نبوده است ، دوباره آشتى بين آنان برقرار شد . و ابى - تغلب آنچه قرار بود از مال بدهد براى بختيار فرستاد . عز الدوله شريف ابا احمد موسوى و قاضى ابا بكر محمد بن عبد الرحمن را نزد ابى تغلب روان كرد و آنان ابا تغلب را سوگند دادند . و صلح تجديد شد . و عز الدوله در هفدهم رجب از موصل برگشت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٦