تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
مفاد آن بگونه پارسى چنين باشد كه گفته است : اى آنكه بلاد را بخشى به من ارزانى داشتى . نخست گزين نماى چيزى كه آرامش بخشد . من دل ( به دنيا ) نبستم و ليكن منزل به منزل بشما ( اين بلا ) تسرى پيدا ميكنيد

400 سال چهارصد

بيان رويداد ناربن در هند

در اين سال ، يمين الدوله به عزم غزا در هند ، خويشتن مجهز نمود و به هند رفت و در عمق خاك هندوستان پيشرفت و بتها شكست ، همين كه پادشاه هند ملاحظه نمود كه او را ياراى ايستادگى در برابر يمين الدوله نيست ، نامه براى صلح و متاركه نوشت كه در ازاء قبول آن مالى تقديم دارد و پنجاه فيل بدهد و هزار سوار رزمجو را همواره ملتزم ركابش سازد . يمين الدوله مال و آنچه داده شده بود به گرفت و به غزنه بازگشت .

بيان اختلاف ميان بدر بن حسنويه و پسرش هلال

در اين سال ، ميان بدر بن حسنويه كردى و پسرش هلال جنگ رويداد . سبب اختلاف اين بود كه مادر هلال از شاذنجان بود ، پس از ولادت هلال مادرش را كنار نهاد . و هلال دور از پدر بزرگ شد و پدر را به دو ميلى نبود ، و نعمت ( پدرى ) بدر به فرزند ديگرش ابى عيسى ميرسيد ، روزى هلال با پدرش براى شكار بيرون رفتند و شير درنده‌اى ديدند . بدر را عادت بر اين بود كه چون شير درنده‌اى ميديد ، آن را بدست خود مىكشت ، در اين مورد هلال رو به آن شير گذاشت و بىاجازت پدر آن را كشت ، پدرش