همين كه بامداد فردا فرا رسيد ، هر دو لشكريان با هم به مقاتله پرداختند .
يمين الدوله در نقطه مرتفعى كه مشرف بر ميدان جنگ بود . پيكار آن آوردگاه را مينگريست . از مركوب خويش به زير آمد و روى بر خاك نهاد و مراسم تواضع بخداى بزرگ انجام داد و مسئلت يارى و پيروزى از خدا كرد . سپس از آن بلندى به زير آمد و سوار بر فيل خود شد و به قلب سپاه ايلك خان حمله كرد و آن را از جايش بركند . و هزيمت بر آن سپاه رويداد ، و لشكريان يمين الدوله آنها را تعقيب نموده ، مىكشتند و اسير ميكردند و احمال و اثقال آنها به غنيمت ميگرفتند . تا اينكه از نهر عبورشان دادند . شعراء در تهنيت يمين الدوله براى اين پيروزى بسى اشعار در ستايش او سرودند .
بيان غزوهء يمين الدوله در هندوستان
يمين الدوله ، چون از كار تركان فراغ پيدا كرد . به قصد جهاد . به هند عزيمت نمود . سبب اين بود كه يكى از شاهزادگان هند بنام نواسه شاه . بدست يمين الدوله اسلام آورده بود . و يمين الدوله او را بر بعضى از سرزمينهاى مفتوحه فرماندارى داد . اينك به او خبر رسيد كه وى مرتد و از اسلام برگشته و به كافران و اهل طغيان ميل كرده است . يمين الدوله به شتاب به هند عزيمت كرد و همين كه به او نزديك شد آن هندى فرار كرد و يمين الدوله مجددا آن ولايت را مسترد داشت و به حكم اسلام بازگرداند و از اصحاب خود كسى در آنجا به فرماندارى گذاشت و به غزنه بازگشت
بيان محاصره بغداد بوسيله ابى جعفر حجاج
در اين سال ابو جعفر حجاج ، گروه زيادى را جمع كرد . و بدر بن حسنويه نيز با سپاهى بسيار او را مدد رساند . و ابو جعفر با همهء آنها رو ببغداد نهاده آنجا را محاصره كرد .
سبب اين بود كه ابا جعفر نزد « قلج » نگهبان و حامى راه خراسان فرود آمده بود . قلج با عميد لشكر ، مخالف بود . و با هم در اين امر توافق كردند ، قلج در اين سال درگذشت و عميد لشكر براى نگهبانى و حمايت از راه خراسان ابا الفتح بن عناز را تعيين كرد و اين شخص دشمن بدر بن حسنويه بود و ليكن بدر سر برداشت و ابا جعفر حجاج را نزد خويش بخواند و گروه زيادى براى او گرد آورد