تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨

بيان غزوهء كواكير

يمين الدوله از مولتان به قلعه كواكير رفت . فرماندار آن « بيدا » بود و در آن ششصد بت . يافته ميشد . آنجا را گشود و بتها را بسوزاند و بيدا به قلعهء معروف به « كالنجار » از تلاع خودش گريخت يمين الدوله هم پشت سر او بدنبالش رفت . كالنجار از تلاع محكم و بزرگ بود و داراى پانصد فيل و بيست هزار چارپا بود . و در آن دژ آنقدر خواربار موجود بود كه مدتى كفاف آنها را ميداد . يمين الدوله همين كه به هفت فرسنگى آنجا رسيد . آنقدر از موانع و دشوارى عبور در آنجا بديد كه برون از اندازه بود . امر به هموار كردن و جاده سازى داد تا بدشتى عميق و بسيار گود رسيدند . امر كرد آنجا را باندازه‌اى كه بيست نفر سوار بتوانند از روى آن عبور كنند پر سازند آن گودال را با پوستهائى كه پر از خاك كرده بودند پر كرده تسطيح نمودند . يمين الدوله و لشكريانش بدان قلعه رسيدند و آن را چهل و سه روز محاصره كردند « بيدا » پيام فرستاد طلب صلح كرد . جوابى به او نداد . در آن اثناء به او خبر رسيد . از اختلاف در خراسان ، بسبب اينكه ايلك خان قصد آنجا كرده بود پس با ملك ( بيدا ) هند به پانصد فيل و سه هزار من نقره و پوشيدن خلعت يمين الدوله بعد از استعفاء و بستن منطقه ( پوششى است لچك مانند كه دنباله‌اش پشت سر افتاده و زير گلو بسته مىشود ) مصالحه كرد . بيدا همه شرايط را پذيرفت مگر بستن منطقه كه در اين باره يمين الدوله تقاضايش را اجابت نكرد و منطقه را هم پذيرفت و انگشت خنصر ( انگشت كوچك ) خود را بريد و بنا باعتقادى كه بجلب اعتماد طرف داشتند براى يمين الدوله فرستاد . و يمين الدوله به منظور اصلاح و تمشيت امور خراسان برگشت . در حالى كه تصميم داشت در عمق خاك هندوستان پيشروى كند .