گرفته باهواز به سپاه خودش برساند ، و او را ، چنانچه اين كار نكند ، بترساند . ابو جعفر خشك دستى در پخش مال كرد . سپاه بر او به شوريد و خانهاش غارت كرده گريختند خود او مخفى گرديد ، او را گرفته و نزد فرزندان بختيار برده ، زندانى شد . ولى حيلهاى به كار برد و نجات پيدا كرد .
و اما صمصام الدوله ، يارانش به او گفتند كه به قلعهاى كه بر دروازه شيراز است برود و در آنجا كه بدور از دسترس است بماند تا سپاهش و نيروئى كه مانع دسترس يا بى به او باشد به او برسد . خواست به قلعه برود ، و ليكن ممكن نشد مستحفظ تدارك بيند و به همه جهت سيصد نفر با او بودند و به او گفتند رأى ما بر اينست كه تو و مادرت را برداشته و نزد ابى على بن استاد هرمز ببريم . بعضى ديگر گفتند ، قصد كردها نمائيم و آنها را گرفته تقويت بشويم ، صمصام الدوله اين كار را كرد و با خزائن و دارائى خويش با آنها بيرون شد او را غارت كردند ، خواستند دستگيرش كنند ، فرار كرد و به « دودمان » واقع در دو منزلى شيراز رفت .
ابو نصر بن بختيار از ماجرا آگاه شد ، و رو به شيراز حركت كرد . رئيس ناحيهء دودمان كه نامش طاهر بود بر صمصام الدوله دست يافته او را گرفت و نزد ابو نصر بن بختيار برد . و او صمصام الدوله را از وى گرفته ، در ذى حجه بكشت . همين كه سرش را بريده نزد ابو نصر بردند گفت : اين سنتى است كه پدرت برقرار كرد . اشارهاش به كشته شدن بختيار بدست عضد الدوله بود .
در آن هنگام صمصام الدوله سى و پنج سال و هفت ماه از عمرش گذشته و مدت امارت او در فارس نه سال و هشت روز بود . صمصام الدوله مردى بردبار و با دهش و بخشنده بود و اما مادرش را تسليم يكى از سركردگان ديالمه نمودند ، وى او را كشت و بر مدفنش در خانهء خود دكهاى بنا كرد ، همين كه بهاء الدوله فارس را تصرف كرد ، جنازهء او را از آنجا در آورده ، و در آرامگاه خاندان بويه به خاك سپرد .
بيان گريختن ابن وثاب
در اين سال ابو عبد اللّه بن جعفر ، معروف به ابن وثاب از زندان خود در