تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

387 سال سيصد و هشتاد و هفت

بيان درگذشت امير نوح بن منصور و پادشاهى فرزندش منصور

در رجب اين سال امير رضى نوح بن منصور سامانى بدرود زندگى گفت . با مرگ وى كشور دودمان سامانى دستخوش اختلال گرديد ، و ضعفى آشكار در كار اين خاندان پديد آمد . و امراى اطراف طمع به ملك آنان بستند و پس از مدتى كوتاه زوال پيدا كردند . همين كه امير نوح درگذشت پسرش . ابو الحرث منصور بن نوح بپادشاهى نشست امراء و سركردگان و ساير مردم با وى بيعت كردند ، بقاياى دارائى بين آنها پخش كرد و بر طاعتش اتفاق نمودند و كار دولت و تدبير ملك را بكتوزون ، در عهده گرفت چون خبر مرگ امير نوح به ايلك خان رسيد . روى به سمرقند نهاد . فائق الخاصه نيز به او پيوست . ايلك خان فائق را با يك ستون از لشكريان به بخارا روانه كرد . همين كه امير منصور از حركت او آگاه شد ، در كار خويش متحير شد ، فرصت تجهيز نيافت و بشتاب از بخارا بيرون رفت ، و از نهر گذشت و فائق وارد بخارا شد و چنين وانمود كرد كه قصد او در اين مقام خدمت به امير منصور بوده است ، بخاطر رعايت حقى كه پدرانش بر او دارند ، چه آنها سرور او بودند . و مشايخ بخارا و پيشوايان شهر را به خدمت امير منصور روانه داشت كه به شهر و ملك خويش بازگردد و از جانب خود پيمانها و تعهداتى اعطاء كرد كه اسباب اطمينان امير باشد . امير منصور به بخارا برگشت و فائق كارها بدست گرفت و حكومت را قبضه كرد و بكتوزون را فرماندهى سپاه خراسان داد . در آن هنگام محمود بن سبكتكين سرگرم جنگ با برادرش اسماعيل بود كه بيان آن بخواست خداى بزرگ خواهيم آورد بكتوزون به خراسان رفت . زمام امور آنجا را بدست گرفته ، و با وجود او قواعد امور در آنجا استوارى يافت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت