تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
آتش زد . و هوا نيز فصل گرما بود . محاصره‌شدگان از شدت اين كار و آتش و گرماى هوا نزديك به هلاكت بودند و چون مرگ را پيش روى خود ديدند زينهار خواستند و حسنويه تمام آنها را دستگير كرد . خبر اين رويداد چون به ركن الدوله رسيد بر او گران آمد و متحمل آن نشد و در اين هنگام بود كه به ابن عميد امر كرد كه به سوى « حسنويه » روان شود . ابن عميد در محرم بهمراه فرزندش ابو الفتح حركت كرد . فرزند او ابو الفتح جوانى دلشاد بود . جوانى و رفاه و امر و نهى او را سبكسر كرده بود و كارهائى از او سرميزد كه پدرش را خشمناك ميكرد . بيمارى ابن عميد كه به نقرس و بيماريهاى ديگر مبتلا بود شدت يافت و چون به همدان رسيد . در آنجا درگذشت و فرزندش بجاى او نشست . و با حسنويه در ازاء مقدار مالى كه ازو گرفت صلح كرد و به رى به خدمت ركن الدوله رسيد . ابن عميد پيش از مرگش ميگفت : مرا نه كشت مگر فرزندم و خرابى و دمار خاندان عميد نخواهد بود مگر از جانب او . و همچنان شد كه او گمان كرده بود . ابو الفضل بن عميد از نيك مردان جهان بود آنچه او از حسن تدبير و سياست ملك و چيرگى در نوشتن و همه گونه آرايش سخن در خود جمع داشت . در ديگران فراهم نيامد دانشورى بود كه در چندين رشته از فنون از جمله ادب زبردست بود و در ادب از دانشمندان بشمار ميرفت و منجمله از بهر داشتن اشعار عرب بود . چه آنكه محفوظات او در اشعار عرب آن اندازه بود كه هيچكس بمانند او آنقدر اشعار از حفظ نداشت . و ديگر از دانشهاى گذشته از سلامت عقيده برخوردار بود و همچنان فضائل ديگر با نيك‌خوئى و نرمش و حسن سلوك با ياران و همنشينان خويش و داشتن شجاعت تامه و دانا بأمور جنگ و سخنورى عضد الدوله نزد او آموزش و پرورش يافت و از او سياست ملك و دانش دوستى و مهر ورزى نسبت بدانشمندان به او آموخت . عمر ابن عميد اندكى بيش از شصت سال و مدت وزارتش بيست و چهار سال بود .