تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

بيان پيكار حسن بن عمران بن شاهين با سپاه عضد الدوله

در محرم اين سال ، عمران بن شاهين ، بمرگ ناگهانى درگذشت . مدت حكومت او در بطيحه چهل سال به طول انجاميد . در طول اين مدت ، بسى از پادشاهان و خلفاء كوشيدند او را دستگير كنند و نيرنگها به كار بردند ، خداوند آنان را بر او چيره نكرد و در بستر خود بدرود زندگى گفت . پس از مرگش حسن پسرش جاى پدر را گرفت . طمع در تصرف بطيحه و توابع آن دوباره در عضد الدوله تجديد شد . سپاهى تجهيز كرد و وزير خود المطهر بن عبد اللّه را بسركردگى آن سپاه روانه بطيحه كرد و آنها را ، يعنى سپاه خود را ، با مال و و سلاح و وسائل لازم يارى و تقويت نمود . در صفر ، المطهر روى به بطيحه گذاشت ، همين كه بدان ناحيت رسيد ، شروع به بستن دهانهء آنها را داخله در « بطابح » كرد . زمان و مال ، در انجام اين كار هدر شد . و موسم فيضان فرا رسيد . بعضى از سدها را بشكست و آب به او يارى كرد . آنچنان كه هر گاه المطهر سدى مىبست ، از چند جهت دهانهء انهار كه بسته بود باز ميشد ، سپس ميان او و حسن بن عمران درگيرى در آب روى داد . حسن بر او برترى آشكار نمود . المطهر مردى شتاب كار و خواهان قاطعيت آن بود . و به بردبارى و شكيبا بودن مأنوس نبود پس بر او سخت آمد ، چنان مقابله‌اى . در اردوگاه المطهر ، ابو الحسن محمد بن عمر علوى كوفى همراه او بود . و المطهر را متهم نمود كه با حسن مكاتبه و سر و سرى دارد و او را آگاه از اسرار مينمايد . المطهر ترسيد كه اين اتهام از منزلتش نزد عضد الدوله بكاهد و چون ابو الوفاء و غيره مورد شماتت دشمنان قرار گيرد . پس تصميم به خود كشى گرفت يا چاقو شرايين دست خود را بريد ، و خون بيرون زد ، و داخل بستر خود شد ، چون خون را بديد فرياد كشيد ، مردم ( اردوگاه ) داخل بخوابگاه او شدند و او را در آن حالت ديدند ، و گمان كردند كسى اين كار را كرده است ، المطهر در آخرين رمقى كه داشت زبان گشود و گفت كه : محمد بن عمر مرا نيازمند بانجام اين كار كرد ، و آنگاه درگذشت ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 116 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت