سنه سيصد و پنجاه و شش
بيان وفات معز الدوله و امارت فرزندش بختيار
در سيزدهم ماه ربيع الاخر آن سال معز الدوله با مرض ذرب ( فساد و بيمارى جگر ) درگذشت او در واسط بود لشكرها را براى جنگ عمران بن شاهين تجهيز كرده بود در آنجا اول باسهال مبتلا شد و مرض او شدت يافت ناگزير ببغداد بازگشت اتباع خود را در واسط گذاشت و به آنها وعده مراجعت داد زيرا اميدوار بود كه بهبود يابد و چون ببغداد رسيد هر چه تناول مىكرد در معده او نمىماند و چون مرگ را احساس كرد فرزند خود عز الدوله بختيار را جانشين خود نمود و توبه كرد و بيشتر اموال خود را در راه خدا بخشيد و تمام بندگان خويش را آزاد نمود و بعضى از چيزهائى كه از ياران خود برده بود پس داد و در ماه ربيع الاخر وفات يافت و در محل باب التين در گورستان قريش به خاك سپرده شد .
مدت امارت او بيست و يك سال و يازده ماه و دوازده روز بود . او بردبار و خردمند و كريم بود . چون درگذشت فرزندش عز الدوله بر اورنگ امارت نشست در آن هنگام باران سه روز متوالى بشدت باريد و مردم را از شدت جنبش بازداشت .
عز الدوله نزد سالاران نماينده فرستاد و آنها را خشنود نمود و اتفاقا باران پس از سه شب و روز بند آمد و هيچكس براى مخالفت قيام نكرد .
عز الدوله بسپاهيان نامه نوشت كه با عمران بن شاهين صلح كنند آنها هم صلح كردند . معز الدوله يك دستش بريده شده بود . در علت و سبب قطع آن روايات مختلف آمده . بعضى گويند : در جنگ كرمان كه آن را وصف نموديم بريده شده و برخى سبب ديگر ذكر كردهاند .